میراث معنوی، آیینه فرهنگ ها

میراث معنوی یا ناملموس یکی از سرمایههای فرهنگی جوامع بشری است که گذشته و حال یک ملت را ترسیم میکند و طبیعتا حفظ و نگهداری آن سختتر از میراث مادی است. گستره تاریخی میراث معنوی میتواند یکی از عوامل سیطره فرهنگی جوامع در جهان باشد یا حتی آینده سیاسی و اجتماعی مردمان یک سرزمین را تحتالشعاع قرار دهد.برای بررسی این مقوله و ابعاد آن با دکتر محمدرضا مجیدی سفیر و نماینده سابق جمهوری اسلامی ایران در سازمان جهانی یونسکو به گفتگو نشستهایم.
در ابتدا تعریفی از میراث ناملموس یا غیرمادی برایمان بیان کنید.
میراث فرهنگی ناملموس، غیرمادی یا معنوی، آن بخش از دستاوردهای بشری هویتبخش هستند که روح جامعه بشری را شکل میدهند. آیینها، نمادها، زبانها، دانشها و مهارتهای انسانی را میتوان در این حیطه قرار داد. میراث معنوی در قیاس با میراث مادی همچون نسبت روح به کالبد است. در یک نگاه کلی، فرهنگ، روح تمدن بشری و هرآنچه در حوزه فرهنگ تعریف میشود و به آن جان میبخشد، میراث معنوی است. برخلاف میراث مادی که ابعاد جغرافیایی و مرزها در آن مطرح است، میراث ناملموس مرز نمیشناسد و جوامع و فرهنگها را در مینوردد. برای درک بهتر این امر میتوان به ثبت یک آیین مذهبی بهعنوان میراث معنوی اشاره کرد. در سال ۲۰۲۰ آیین زیارتی کلیسای تادئوس در شمالغرب ایران بهعنوان میراث معنوی و ناملموس به صورت مشترک با کشور ارمنستان ثبت شد. این کلیسا در سال ۲۰۰۸ نیز بهعنوان میراث فرهنگی کشورمان در فهرست میراث جهانی ثبت شده بود و ثبت این کلیسا و آیین زیارت آن، دقیقا مصداق همان روح و کالبد است. بسیاری از مواریث فرهنگی و طبیعی ما اینگونه هستند، با مواریث معنوی و ناملموس ممزوج هستند. بهاصطلاح با شبکه و زنجیرهای از مواریث روبهرو هستیم که با توجه به آنها میتوان منابع و جاذبههای گردشگری را دوچندان و بلکه دوصد چندان کرد. در ادامه خواهم گفت که گردشگری کشور ما «میراث پایه» است و به هر میزان به مواریث توجه کنیم سرمایهها و منابع صنعت گردشگری را افزون کردهایم.
سازمان تربیتی، علمی و فرهنگی «یونسکو» بر چه اساس شکل گرفت و چالشهای مهمی که ممکن است با آن مواجه شود چیست؟
دستیابی به صلح و امنیت پایدار، تحقق عدالت و کرامت انسانی و آنچه در منشور ملل آمده، صرفا با راهکارهای سیاسی و اقتصادی میسر نیست و ریشه بیعدالتی ها و خشونتها را باید در جای دیگر جستجو کرد. بر پایه آنچه در اساسنامه یونسکو مطرح شده است، خشونت در ذهن انسانها شکل می گیرد و باید از رهگذر آموزش، دانش و فرهنگ آن را مهار کرد تا صلح ابتدا در اذهان و سپس در روابط انسانها مستقر و نهادینه شود.
عرصه فعالیت یونسکو نخست با آموزش آغاز شد و هدف آن بازسازی مراکز آموزشی جهان بود که در جنگ آسیب دیده بودند اما اعضای مؤسس یونسکو به این نتیجه رسیدند که باید حوزه فرهنگ نیز به آن اضافه شود. انفجارهای اتمی هیروشیما و ناکازاکی و استفاده غیرصلحآمیز از دانش، نشان داد که باید به استفاده صلحآمیز از دانش نیز توجه شود. بنابراین همانگونه که در نام یونسکو (UNESCO) آمده، مأموریت این سازمان در حوزههای پنجگانه آموزش، فرهنگ، ارتباطات، علوم طبیعی و علوم اجتماعی و انسانی تعریف شده است. یونسکو باید محل بحث و تبادل نظر نخبگان جهان باشد تا بتواند با استفاده از ظرفیت گفتگوهای فرهنگی، راهکارهای صلح پایدار و استانداردهای پیشبرد آن را تدوین کند اما متأسفانه یونسکو در چند دهه اخیر از جایگاه بلند خود فاصله گرفته و حضور نمایندگان کشورها بیشتر جنبه سیاسی پیدا کرده است؛ در حالی که تا دهههای ۷۰ و ۸۰ قرن بیستم میلادی، بیشتر نمایندگان کشورها در یونسکو بر پایه ظرفیتهای علمی و سوابق درخشان فرهنگی وارد سازمان میشدند و این بر کیفیت مطلوب کار یونسکو اثر مثبت داشت. باید این امر مورد توجه مجدد قرار گیرد. یونسکو میتواند نقش رصدخانه و تریبون را با هم ایفا کند و به پایش فرهنگی در جهان بپردازد تا با تضارب آرا و تعاملات فرهنگی بتوان از چالشهای جهانی درس گرفت و به تأمین صلح و امنیت در جهان کمک کرد.
در حوزه تدوین اسناد حقوقی بینالمللی در زمینه فرهنگ چه کنوانسیونهایی در یونسکو وجود دارد و آیا این کنوانسیونها بازنگری شدهاند؟
در زمینه فرهنگ تاکنون سه اعلامیه، دوازده توصیه و هفت کنوانسیون تصویب شده است. اعلامیههای جهانی درباره اصول همکاریهای فرهنگی، تنوع فرهنگی و تخریب عمدی میراث فرهنگی صادر شدهاند. توصیههای بینالمللی در موضوعاتی چون حفاریهای باستانشناسی، ابزار مؤثر برای دسترسی مردم به موزهها، حفظ زیبایی و ویژگی چشماندازها و محوطهها، منع صدور و ورود و انتقال غیرقانونی مالکیت اموال فرهنگی، حفظ اموال فرهنگی که در اثر اقدامات عمومی و خصوصی به خطر افتادهاند، حفظ میراث فرهنگی و طبیعی در سطح ملی، نقش بافتها و مناطق تاریخی، مبادلات بینالمللی اموال فرهنگی، حفظ اموال فرهنگی منقول، استانداردسازی آمار هزینههای عمومی فعالیتهای فرهنگی، استانداردسازی آمارهای تولید و توزیع کتاب، روزنامه و نشریات ادواری و حفظ فرهنگ سنتی و فولکلور بوده است.
کنوانسیونها که بخش مهمی از فعالیتهای یونسکو را شکل میدهند، شامل کنوانسیون حق مؤلف، کنوانسیون حفظ اموال فرهنگی در زمان جنگ با دو پروتکل، کنوانسیون منع صدور و ورود و انتقال غیرقانونی مالکیت اموال فرهنگی، کنوانسیون حفظ میراث فرهنگی و طبیعی جهان که معروف به کنوانسیون میراث جهانی است و ۲۴ اثر ثبتی کشورمان در فهرست آن قرار دارند، کنوانسیون حفظ میراث فرهنگی زیر آب که در این زمینه تا کنون اقدام چشمگیری در سطح ملی انجام نشده است، کنوانسیون حفظ میراث معنوی (ناملموس) که موضوع گفتگوی ماست و کنوانسیون حفظ و ترویج تنوع مظاهر فرهنگی که هنوز در سطح ملی به تصویب نرسیده، هستند.
این متون و کنوانسیون ها معمولا با مرور زمان بازنگری میشوند، مثلا با گذشت ۴۰ سال از زمان تصویب کنوانسیون مربوط به حفظ میراث فرهنگی و طبیعی، در سال ۲۰۱۲ برای بازخوانی، بازبینی و اصلاح و تکمیل آن نشستهایی برگزار شد. در مورد سایر اسناد هم چنین اقداماتی انجام شده یا در دست انجام است.
در خانواده بزرگ مواریث معنوی، یونسکو به حوزه دیگری هم توجه کرده است که از آن به برنامه حافظه جهانی یاد می شود. در این زمینه برایمان توضیح دهید.
برنامه حافظه جهانی در سال ۱۹۹۲ میلادی (۱۳۷۱ شمسی) با انگیزه آگاهی نسبت به وضعیت وخیم حفاظت از میراث مستند و ایجاد شرایط مناسب برای دسترسی به آنها در قسمتهای مختلف دنیا راه اندازی شد. جنگها و آشوبها و تنشها و کمبود منابع، مشکلاتی را که قرنها وجود داشت، بدتر کرده و مجموعههای مهمی از مواریث نوشتاری و دیداری و شنیداری در جهان بر اثر تاراج و پراکندگی، داد و ستد غیرقانونی، خرابی، عدم تأمین منابع و امکانات مناسب و حفاظت نادرست، در معرض نابودی و خطر جدی قرار گرفته بودند. بنابراین یونسکو وظیفه خود دانست تا برنامه حافظه جهانی را ایجاد کند.
از منظر برنامه حافظه جهانی، میراث مستند جهان متعلق به همه است و باید برای همیشه و بهصورت کامل حفاظت و نگهداری شود و در دسترس همیشگی همگان باشد. میراث مستند در برنامه حافظه جهانی باید قابل حرکت، متشکل از علایم، کدها، صداها یا تصاویر و قابل نگهداری، تکثیر و ارائه باشد و این فاکتورها از ویژگیهای مهم میراث مستند هستند.
در کشور ما دبیرخانه کمیته ملی حافظه جهانی در کتابخانه ملی مستقر شده بود و طبق اطلاع، اینک در کمیسیون ملی استقرار یافته است. در این کمیته که با حضور شخصیت های حقیقی و حقوقی تشکیل میشود، تلاشهای ارزندهای برای پاسداشت این نوع مواریث صورت گرفته و بخشی از این مواریث در فهرستهای منطقهای و جهانی ثبت شده است. در این زمینه نیازمند فرهنگسازی هستیم و در جایجای این سرزمین باید برای حفظ و نگهداری این نوع مواریث که بهعنوان میراث خانوادگی در خانهها یافت می شود اقدام کرد. همکاری و همافزایی توانها و امکانات و اطلاعرسانی، لازمه توفیق در این امر مهم است.
انگیزه شما از تأسیس انجمن ایرانی همکاری با یونسکو چه بوده است و چه ضرورتهایی باعث شد تا این سازمان مردمنهاد بینالمللی شکل گیرد و در این مدت چه اقداماتی انجام شده است؟
با توجه به همین دغدغههایی که بیان شد و با توجه به آنکه در دوره مسئولیت در نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در یونسکو به این خلاء پی بردم، از دوستان خواهش کردم در این زمینه اقدام کنند و مجموعهای از تشکلها و سازمانهای مردمنهاد و غیردولتی شکل گیرد تا در پیگیری اهداف و منافع در حوزه مأموریتها و فعالیتهای یونسکو به یاری بخشهای دولتی بشتابند و از ظرفیتهای مغفول و استفادهنشده، بهرهگیری مناسب صورت گیرد. براین اساس پس از پایان مأموریت و بازگشت به میهن و شروع مجدد فعالیتهای دانشگاهی در سال ۱۳۹۳، با همراهی جمعی از همکاران دانشگاهی این موضوع را پیگیری کردیم تا آنکه در سال ۱۳۹۵ از سوی وزارت کشور و وزارت امورخارجه در خانواده انجمنهای دوستی، مجوز انجمن ایرانی همکاری با یونسکو صادر شد. در چهار سال گذشته، انجمن ایرانی همکاری با یونسکو تلاش کرده با توجه به شناخت میدانی از یونسکو و اهداف و برنامههای آن، بخشی از بارهای برزمین مانده را به دوش گیرد و ضمن پرهیز از ورود در حوزههای مأموریت و فعالیت نهادهای دولتی و حاکمیتی، با همکاری آنها و با بهرهگیری از اندیشه و توان نخبگان و اندیشمندان و دغدغهمندان حفظ و معرفی مواریث گرانسنگ ملی در عرصههای جهانی و منطقهای و گسترش تبادلات و تعاملات بینالمللی، برنامهریزی و اقدام شود. تلاشمان آن بوده و هست تا یار و یاور و بلکه بازوی اجرایی نهادها و سازمانهای مسئول در این زمینه باشیم. بر این اساس با دوستان در کمیسیون ملی یونسکو همکاری نزدیک داریم. انجمن بهعنوان یک سمن بینالمللی در نظر دارد در بخشهایی که حوزههای حاکمیتی و دولتی ورود نکردهاند، در راستای انجام مسئولیتهای اجتماعیاش ورود کند، ضمن آنکه تلاش میشود در همه حوزههای پنجگانه مأموریت یونسکو برنامه داشته باشیم. در زمینه مواریث فرهنگی و طبیعی، بهویژه حوزههای مواریث فرهنگی ناملموس و حافظه جهانی و فهرست مفاخر و مشاهیر که نیازمند کار بیشتر است ، برآن هستیم تا تلاش بیشتری صورت گیرد و در استانها با بهرهگیری از ظرفیتهای دانشگاهی و نخبگانی به اطلاعرسانی و آگاهیبخشی افکار عمومی و فرهنگسازی یاری رسانیم تا همگان نسبت به پاسداشت مواریث ملی حساس باشند.
اکنون که بیش از ۷۰ سال از پیوستن کشورمان به یونسکو میگذرد زمان آن رسیده تا فعالیتهای این هفت دهه بازخوانی شود. در سال ۱۳۸۷ بهمناسبت شصتمین سال الحاق ایران به یونسکو، نشستی در مقر یونسکو برگزار شد. در آن نشست برخی از این برنامهها مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. اکنون نیازمند آنیم تا میراث ملیمان را از دریچههای گوناگون بنگریم و توجه به گردشگری فرهنگی پایدار در این راستا اهمیت فراوانی دارد.
گردشگری در کشور ما میراث پایه است و اساسا جنس گردشگری در این سرزمین با توجه به تاریخ فرهنگ و تمدن آن، فرهنگی است. سرمایه گردشگری ما همین مواریث گسترده فرهنگی اعم از مادی و معنوی در گوشه و کنار این کهنسرزمین است که بسیاری از آنها شناخته و شناسانده نشده است. اگر طبق دادههای آماری بینالمللی، بیش از ۴۰ درصد گردشگری جهان مبتنی بر گردشگری فرهنگی است، در کشورمان میتوان گفت محور همه انواع گردشگریها فرهنگی است. تاکنون ۲۴ اثر و مجموعه آثار ملی ثبت جهانی شدهاند که ۲۲ مورد آن فرهنگی و دو مورد آن طبیعی است و دهها اثر در نوبت ثبت قرار دارند. گردشگری فرهنگی میتواند ما را در معرفی بهتر و بیش تر مواریث دیداری، شنیداری، نوشتاری و مفاخرمان یاری کند. برنامه گردشگری فرهنگی پایدار میتواند ایران را بهعنوان یک نقطه هدف مطلوب برای گردشگران تبدیل کند.
طی سالهای گذشته، کشورهای همسایه درصدد ثبت و تصاحب مواریث فرهنگی ایران از جمله مولانا، ابنسینا یا فردوسی بودهاند. برای حفظ این مواریث چه باید کرد؟
میراث فرهنگی هیچ کشوری قابل مصادره و تملک نیست و این موضوع بیانگر فرهنگ عظیم ایرانی و ابعاد جهانشمول آن است که دیگران را به تعظیم وا داشته و همین امر سبب شده بسیاری علاقهمند باشند هویت خود را با مواریث و مفاخر و مشاهیر ایرانی تعریف کنند. اندیشه و آثار بزرگان فرهنگ و ادب این دیار چون مولانا، حافظ، خیام و… در عرصه جهانی آنقدر تابنده و جذاب است که همگان را به تحسین وا میدارد و تعلق خاطر جهانی ایجاد میکند. با توجه به حوزه ایران فرهنگی که مواریث آن امروزه در کشورهای مختلف منطقه مشاهده میشود و بسیاری از کشورهای بهاستقلالرسیده در تلاش برای هویتسازی از آنها بهره میگیرند، ممکن است اشکال و شائبه ایجاد شود ولی باید تلاش کرد تا اینگونه مواریث بهعنوان مواریث مشترک به جهانیان معرفی و به ثبت رسانده شود.
در سال ۲۰۰۸، بهمناسبت هشتصدمین سال میلاد مولانا و قرار گرفتن این رویداد در فهرست نکوداشتهای یونسکو، شاهد برگزاری برنامههای گوناگون در کشورهای ایران و افغانستان و ترکیه و همچنین در مقر یونسکو بودیم و شخصیتها و مقامهای کشورهای مختلف از جمله وزرای علوم و فرهنگ سه کشور ایران، ترکیه و افغانستان در این مراسم حضور یافتند. اگر مولد مولانا در بلخ و افغانستان امروزی است و مدفن او در قونیه و ترکیه امروزی، اما او در فضای ایران فرهنگی استنشاق کرده و عمده آثارش به زبان فارسی است که زبان ادب و عرفان و فرهنگ در تاریخ این منطقه و کشورهای امروزی یا همان حوزه ایران فرهنگی بوده است. ایران بیش از چهار هزار سال تاریخ مکتوب دارد و بیش تر کشورهای غرب آسیا را با فرهنگ و هویت غنی خود پوشش میدهد. بدیهی است که افزایش یا کاهش قلمرو کشورها در طول دوران و اعصار مختلف، تأثیری بر ملیت و موقعیت پیشینیان آن سرزمین نخواهد داشت، ضمن آنکه صرف دفن فردی در یک سرزمین موجب نخواهد شد تا آن فرد به آن سرزمین تعلق داشته باشد. لذا گولپینارلی، مولاناشناس مشهور ترک، وصیت کرده است بهدلیل احترام بیش از حدی که برای این عارف بزرگ ایرانی قائل بوده، پس از مرگ بر سنگ مزارش بهجای زبان ترکی به زبان پارسی که زبان اصلی مولانا بوده حکاکی کنند.
اندیشههای مولانا را بهعنوان پرچمدار صلح و دوستی و پیامرسان دوستی و محبت از بعد معنوی میتوان متعلق به همه جهانیان دانست؛ هرچند ۲۶ هزار بیت مثنوی به زبان فارسی نشانگر کمالات علمی، ادبی و عرفانی آن عارف و غنای ایران بزرگ فرهنگی است. در حیطه میراث ناملموس نمیتوان به حوزه جغرافیایی کنونی بسنده کرد و اتفاقا بر این امر اصرار داریم که افرادی چون مولانا میراث مشترک بشریاند. اکنون زمان آن است که همگان ایران را از دو دریچه فرهنگی و جغرافیایی بنگرند که ایران جغرافیایی محدود به مرزهایش اما حوزه ایران فرهنگی بسیار گسترده و آوازه و اثر فرهنگ ایرانی نهتنها در غرب آسیا بلکه در جهان پدیدار است.
روال بزرگداشت مفاخر در یونسکو به چه صورت است؟
معمولا بهصورت دوسالانه، مجمع عمومی یونسکو پیشنهادهای انفرادی یا جمعی کشورها را برای نکوداشت مفاخر و مشاهیر و آثار آنان به تصویب میرساند.گاه برخی کشورها به حمایت از پیشنهادهای جمهوری اسلامی ایران در این زمینه میپردازند و قطعنامههای مشترک بهتصویب میرسد. گاه پیشنهادها از ابتدا به ابتکار چند کشور تنظیم میشود. چه در زمینه مشاهیر و مفاخر و چه در زمینه مواریث معنوی یا حافظه جهانی، تلاش شده است از ظرفیت ثبت مشترک استفاده شود تا از سهمیه اختصاصی ملی در موارد خاص بهرهگیری کنیم. به تعبیر مولانا ما برای وصل کردن، نی برای فصل کردن آمدیم. زایش فرهنگی در تعامل است و مفهوم کنوانسیونهای یونسکو در همین راستاست.
با توجه به ظرفیتهای کشورمان در بخشهای فرهنگی، تاریخی و علمی آیا این ظرفیتها به درستی به جهانیان معرفی شده است؟
با توجه به جایگاه علمی، فرهنگی و آموزشی یونسکو در سطح جهان میتوان با عرضه افکار و اندیشههای نو، زمینه تحولهای فرهنگی و نگاه صحیح به علم، ارزشهای اخلاقی و کرامت انسانی را فراهم کرد. همچنین با برنامهریزیهای حسابشده میتوان حرکتی پویا و فعال را در عرصههای علمی و فرهنگی آغاز و در تحولهای علمی و فرهنگی جهان نقشآفرینی کرد. در این راستا در کنار تلاشهای رسمی کشورمان در قالب نمایندگی دائم در یونسکو و کمیسیون ملی، با راهاندازی انجمن ایرانی همکاری با یونسکو بهعنوان یک سازمان مردمنهاد تلاش میشود از همه ظرفیتهای موجود در کشور همچون ظرفیتهای دانشگاهی، فرهنگی، رسانهای و اندیشمندان، نخبگان، فرهیختگان و همچنین نهادهای مدنی و غیردولتی برای پیشبرد اهداف و سیاستهای کشورمان بهره گرفته و با تعامل و تبادل نظر با شخصیتهای علمی ـ فرهنگی جهان در راستای هنجارسازی مشترک، بهویژه در زمینه ایجاد ائتلاف جهانی برای ارتقای ارزشهای اخلاقی، کرامت انسانی، عدالت و صلح کار کنیم. برگزاری نشستهای علمی و فرهنگی با حضور صاحبنظران، برگزاری هفتههای فرهنگی و امثال آن بهعنوان ابزارهای اثرگذار در دیپلماسی عمومی بهمنظور تحقق اهداف ملی مؤثر خواهد بود.
ز نظر شما کدام میراثهای ناملموس ایرانی در معرض خطر و نیازمند پیگیری فوری هستند؟
در سال ۲۰۱۱ پرونده هنر قصهگویی یا نقالی، بهعنوان میراث نیازمند به توجه ویژه در یونسکو ثبت شد، زیرا این هنر با خطر انقراض و فراموشی مواجه بود. خوشبختانه در ده سال گذشته توجه ویژهای به این هنر شده است، بهطوری که نسلهای نو به آن علاقه دارند و صدها نقال تربیت شدهاند.گذشته از هنر نقالی، آیینهای فراوانی در ایران وجود دارند که باید به آنها توجه کرد. هم کنوانسیون میراث فرهنگی ناملموس و هم برنامه حافظه جهانی و هم فهرست مفاخر میتوانند به این امر کمک کنند. البته ظرفیتهای ملی هم وجود دارد و با ثبت این مواریث در فهرستهای ملی میتوان نخستین گامها را برداشت.
اساسا فلسفه کنوانسیونها و برنامههای جهانی، آگاهسازی مردم و جوامع نسبت به مواریث و سرمایهها و داشتههای فرهنگی خودشان است. این مهم از هر راه و با هر ابزار و شیوه کارآمدی انجام شود فرقی ندارد. خوشبختانه در در دو دهه اخیر، حرکت شایستهای در این زمینه شکل گرفته است و باید استمرار یابد.
امروز با توجه به ضرورت رونقبخشی به اقتصاد جوامع محلی و میزبان، بهویژه اقتصاد روستایی، به بسیاری از مواریث از جمله در حوزه صنایع دستی توجه میشود و شاهد ثبت روستاها و شهرهای مختلف از منظر داشتههای میراثی صنایع دستی در فهرستهای آسیایی و جهانی هستیم. این امر علاوه بر پاسداشت مواریث فرهنگی ناملموس از جمله تکنیکها و شیوههای ساخت و تولید، در تولید و ساخت عملی و احیای صنایع دستی و رونقبخشی به اقتصاد روستاها و شهرها و درآمدزایی برای مردم هم مؤثر بوده است. کته ای که توجه به آن در حوزه میراث ناملموس ضروری به نظر می رسد، توجه به لهجهها و گویشهای محلی است که متأسفانه در معرض نابودی قرار دارند. هم از منظر کنوانسیون میراث فرهنگی ناملموس و هم توسط برنامه حافظه جهانی و سایر برنامهها باید برای ثبت و ضبط و حفظ آنها تلاش کرد.
مسئولیت فرهنگی ما در قبال حفظ میراث ناملموس برای نسلهای آینده چیست؟
پاسداشت و حفظ و نگهداری تمام مواریث در سطح ملی و معرفی آنها به جهانیان از جمله ثبت جهانی ارزشها و مواریث ناملموس کشورمان یکی از وظایف اصلی ما در این زمینه است و ورود مراکز علمی، بهویژه سمنهای بینالمللی و همیاری رسانهها را هم میطلبد. موجهای کوچکی برای حفاظت از میراث ناملموس شکل گرفته اما این امر نیازمند همدلی و همنوایی و همافزایی توانها و فعالیت منسجم است. آموزش و پرورش، دانشگاهها و نهادهای فرهنگی هم میتوانند نقشی کلیدی در این زمینه داشته باشند. تجلیل از تولیدکنندگان آثار فاخر و احیاگران فرهنگهای بومی و صنایع دستی و هنرهای محلی میتواند در انجام این امر خطیر مؤثر واقع شود. توجه به اقتصاد فرهنگ از الزامات این حوزه است. امروزه صنعت انیمیشن و پویانمایی صنعت بزرگی در جهان به حساب می آید. مواریث فرهنگی و مشاهیر و مفاخر ملی ما و تاریخ تمدن این سرزمین میتواند دستمایه و سرمایه تولیدات فاخر در کلاس جهانی باشد تا هم نسلهای نو در بازار مکاره فرهنگی در مسیر هویتیابی دچار مشکل نشوند و هم پشتوانهای مادی و معنوی برای فعالیتهای فرهنگی فراهم شود.
در پایان گفتگو با توجه به مباحث مطرحشده، آیا روند جهانی شدن با حفظ مواریث فرهنگی همسوست؟
مهمترین ویژگی فرهنگ، پویایی آن است و اگر فرهنگها و خردهفرهنگها بازتولید و بازآفرینی نشود بهتدریج از میان خواهد رفت؛ مانند بسیاری از زبانهای مرده دنیا که بهدلیل عدم استفاده، از حیات فرهنگی و علمی و اجتماعی بشری رخت بربستهاند. انحصاری کردن یا مفهوم «مونوپل» در حوزه فرهنگ مفهومی ندارد. فرهنگ را نمیتوان همچون یک اتوبان یکطرفه دانست و مانند برخی از کشورها که جهانیشدن را یکسانسازی، آن هم یکسان و همراه شدن با فرهنگ خودشان تفسیر میکنند، فرهنگ ملتها را گرفتار مونولوگ یا یکهسالاری فرهنگی کرد. این امر با روح تنوع فرهنگی در تعارض است.
همانگونه که در این گفتگو اشاره شد یونسکو و کنوانسیونها و برنامهها و مصوبات مختلف آن میتواند فرصتهایی برای مقابله با این نوع تکگویی و یکهسالاری فرهنگی فراهم کند و کشورهایی چون کشور ما میتوانند پرچمدار باشند تا با یارگیری و اجماعسازی، به تنوع فرهنگی و حفظ و پاسداشت مواریث فرهنگی کشورها و مناطق مختلف جهان کمک کنند.
این انجمن در سال ۱۳۸۴ تحت عنوان دوستداران تاریخ و میراث فرهنگی کرج توسط جمعی از اساتید برجسته دانشگاه تاسیس شده و یک نهاد غیر دولتی با مجوز رسمی به شماره ۸۴۲/ ۳۱- ۷۳۹۹ از سازمان میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی جمهوری اسلامی ایران و شماره ثبت ۸۲۸ از سازمان ثبت اسناد و املاک کشور می باشد . رویکرد این مرکز آموزشی ، پژوهشی ، اجرائی و مشاوره ای بوده و در چهارچوب قوانین کشور حرکت می نماید .هزینه های آن از راه آموزش علوم قرآنی ، هنرهای سنتی ، ارائه مشاوره به شخصیتهای حقوقی و حقیقی ، انجام پژوهشهای مرتبط با اساسنامه انجمن و همچنین برگزاری تورهای خاص و ابداعی تامین می گردد . مدیریت وبلاگ و متعاقبا اعضاء امناء و مدیریت عالی انجمن دست تمامی فعالان مرتبط با تحرکات انجمن را به گرمی می فشارد و رسما اعلام می دارد این مرکز بلاشک محلی برای تبادل اندیشه های سازنده ، ارائه پیشنهادات کاربردی و بررسی راهکارهای عملی توسعه پایدار شهری و جوامع محلی می باشد . در این مرکز مباحث بی پایه و رفتارهای غیر اخلاقی جایگاهی نداشته و در ذهن مدیران آن هدفی جزء ارتقاء شخصیتی فرزندان برومند ایران سرفراز اسلامی نیست . لازم به ذکر می باشد عنوان رسمی و اداری انجمن در نهمین مجمع عمومی خود به انجمن تاریخ و میراث ایرانیان تغییر یافته و موضوعات جدیدی نیز به رویکردهای فعالیت آن اضافه شده است .