◀️ نگاهی اجمالی به گور دخمه در دوره اورارتو

✍ سیامک صحافی، ایرانشناس، محقق باستان شناسی و رئیس انجمن تاریخ و میراث ایرانیان

🔰 مقدمه

👈 در این پژوهش، براساس مطالعات کتابخانه ای، بررسی یافته های باستان شناختی، داده های تاریخی موجود در اسناد آشوری و اورارتویی و تجزیه و تحلیل تحولات منطقه در عصر اورارتو به بررسی گوردخمه های سنگی تمدن اورارتو پرداخته ایم. گوردخمه به آرامگاه هایی سنگی گفته می شود که از سنگ و عمدتاً در سینۀ کوه بر روی صخره تراشیده می شدند. اهمیت این پژوهش در آن است که این نوع معماری زمینه ساز بنای گوردخمه های ماد و مقبره های هخامنشی در دوره های بعدی شده. ریشه و منشأ این مقبره های صخره ای به تمدن اورارتو، مستقر در اطراف دریاچۀ وان، در ترکیۀ امروزی، باز می گردد.


🔰 توشپا،پایتخت اورارتو

🔹 اورارتوها در دامنۀ کوه ها مقبره هایی ایجاد کرده اند که همگی قابل قیاس با آرامگاه های دوران ماد هستند. این مقبره ها برای دفن اجساد پادشاهان و امیران در دل کوه ساخته می شدند. بررسی های باستان شناختی راه را برای شناخت و پژوهش دربارۀ معماری صخره ای در هزارۀ اول پیش از میلاد باز می کند.

🔹انسان در دوران کهن با کندن صخره های طبیعی در دامنۀ کوه ها و ایجاد حفره از یک فضای کوچک به تدریج به فضای بزرگی می رسید و از آن به منزلۀ خانه یا آرامگاه استفاده می کرد. این مبارزۀ انسان با صخره های سنگی را معماری صخره ای یا دخمه ای می نامند؛ به عبارتی، معماری صخره ای از مصالح آزاد و معمولی ساختمان به وجود نمی آید بلکه از صخرۀ طبیعی ایجاد می شود.[۱]

🔹با توجه به ساختار این معماری و ویژگی های آن می توان آثار معماری صخره ای را به منزلۀ مجموعه ای تاریخی مورد مطالعه قرار داد چراکه ایجاد این نوع حجاری نه تنها از نظر تاریخ هنر و باستان شناسی بلکه برای شناخت تاریخ تمدن، تاریخ ادیان و روابط فرهنگی بین اقوامی که دارای این معماری هستند نیز شایان توجه است. [۲]

🔹به نظر می رسد در برخی از فرهنگ های باستانی کوه نمادی مقدس بوده که در آیین ها و مناسک مذهبی و نیایشی کاربرد داشته است. بنابراین، بررسی این نوع معماری نوع باورها و مراسم مذهبی وجهان بینی اقوام باستان را نیز مشخص می سازد. افزون بر این، اهمیت دفاعی معماری های صخره ای نیز در برابر حوادث و عوامل طبیعی انکارناپذیر است.[۳]

🔹تقریباً مسلم است که آرامگاه ها و دخمه های موجود در تمدن ماد به نیمۀ دوم قرن ۸ تا اواخر نیمۀ قرن ۷ پیش از میلاد بازمی گردد و برخی نیز برآن اند که این آرامگاه ها از آرامگاه های آسیای صغیر یا اورارتو ها تقلید شده که احتمال درست بودن این فرض نیز وجود دارد. [۴]

🔹بنابراین، به طور حتم فرهنگ های بومی شمال غرب ایران نیز در فاصلۀ سال های ۹۰۰ - ۷۰۰ پیش از میلاد تحت تأثیر فرهنگ و تمدن اورارتوها بوده اند. این نوع معماری در تمدن مادها با اندکی تفاوت، به لحاظ اعتقادات و باورهای دینی و سپس به طور تکامل یافته تر در معماری نقش رستم در دوره هخامنشی متجلی شده است.

🔰 تمدن اورارتو

🔹یکی از تمدن ها و حکومت هایی که طی سالیان متمادی با ایرانیان همسایگی داشته اورارتو یا نیاکان اقوام ارمنی کنونی بوده است که با بررسی فرهنگ و هنر آنها و مقایسۀ آن با فرهنگ و هنر ایرانیان باستان می توان شواهدی انکارناپذیر دال بر تأثیرگذاری اورارتوها بر فرهنگ و هنر تمدن های ماد و هخامنشی یافت.

🔹 آثار باستانی و پژوهش های تاریخی در این زمینه نشان می دهد که سرزمین اورارتو از نظر قومی و فرهنگی و باورهای دینی سرزمینی مرکب با روابط قومی و فرهنگی میان خود و سرزمین های مجاور و در ارتباط و تبادل متقابل با این سرزمین ها بوده  است.

🔹سرزمین اورارتو، که در متون باستانی با نام خالدی نیز آمده، تقریباً همان حیطۀ جغرافیایی ارمنستان امروزی و ناحیۀ دریاچه وان در ترکیۀ کنونی را شامل می شود. این تمدن در میانۀ سدۀ ۹ پ م شکوفایی خاصی داشته است.[۵]

🔹بر اساس مدارک آشوری در این دوران مادها در جنوب شرقی و پارس ها در مغرب و جنوب غربی دریاچۀ ارومیه مستقر بوده اند و تمدن اورارتو در بخش شمالی دریاچۀ ارومیه نفوذ داشته و به دنبال جهان گشایی فرمانروایان اورارتویی شمال غرب ایران به مدت سه قرن تحت سیطرۀ آنها بوده. بنابراین، فرهنگ و تمدن و معماری اورارتو تأثیراتی بسزا بر این ناحیه داشته است. [۶]

🔹 ‌اورارتو دولتی مقتدر بود که از سدۀ ۹ پ م در برابر آشور قد برافراشت. این دولت دشمن و رقیب سرسخت آشور بود و در جنگ ها گاه بر آنها غلبه می کرد. دولت اورارتو در اوج قدرت توانست همۀ نواحی واقع در بالای دجله را از آشور بستاند و حتی سرزمین های تحت نفوذ و تابعیت آشور مانند سرزمین ماننا، در جنوب دریاچۀ ارومیه، را نیز به تصرف درآورد.[۷]

🔰 اورارتو در کتیبه ها

🔹 سرزمین اورارتو در ۷۱۴ پ م زیر سلطۀ آشوری ها بود و پس از غلبۀ ماد بر آشوریان سرزمین اورارتو نیز جزو توابع ماد در آمد. با اینکه در۶۰۰ پ م فرمانروایان ماد سرزمین های اورارتوها را به تصرف درآوردند نام اورارتو تا مدتی پس از آن نیز در کتیبه ها ذکر شده است. نام اورارتو آخرین بار به شکل اوراشتو در متن بابلی کتیبۀ داریوش، در بیستون (حدود۵۲۰ پ م) به چشم می خورد، حال آنکه در متن فارسی به جای آن (ارمنیا) نوشته شده است. [۸]

🔹 ‌در نوشته های شلمنصر یکم، پادشاه آشور، از لشکرکشی به سرزمین اورارتو و تصرف هشت استان آن سخن رفته. این سرزمین در شمال آشور در ناحیۀ وان جای داشته و بلاد نائیری در فاصلۀ این دو سرزمین واقع بوده است. نائیری در جنوب دریاچۀ وان، که آشوریان آن را ‌دریای نائیری می نامیدند، جای داشته و چنین می نماید که اورارتو نیز در حلقۀ اتحاد کشورهای نائیری بوده و اورارتی یک اسم جمع است. از زمان آشور نصیرپال (۸۸۳ -۸۵۹ پ م) منطقه ای واقع در میان دریاچۀ وان، ارومیه و رود فرات تا اردبیل اورارتو نام گرفت. [۹]

🔹کتیبه ای که در نزدیک ارومیه ،حاشیۀ راه ارتباطی اشنویه، به دست آمده و نخستین بار دایسون امریکایی آن را شناسایی و معرفی کرده بر تخته سنگی در کوه احداث شده و مستقیماً مشرف بر چشمه هاست. به نظر می رسد در این کتیبه یکی از شاهان اورارتو به نام ‌مِنوآ با القاب شاهی همچون قدرتمند، بزرگ، شاه شاهان، شاه شهر توشبا، که نامی از شهرهای اورارتویی است، لقب داده شده. [۱۰]

🔹 در میانۀ گردنۀ کوهی که اشنویه را از رواندوز عراق جدا می سازد نیز ستونی به دست آمده که دارای کتیبه ای دو صفحه ای است که بر روی آن خطوطی به زبان آشوری و اورارتویی حک شده. مفاد یکی از صفحات آن شامل دعا و نیایش برای رب النوع شهر و متن صفحۀ دیگر شرح عملیات جنگی است. این ستون سنگی در مرز ایران و عراق، در یکی از معابر کوهستانی، بر میلۀ مرزی نصب و حفظ شده است. این سنگ کتیبه دار در موزۀ ارومیه نگهداری می شود. [۱۱] باستان شناسان بر این عقیده اند که این ستون در ۸۱۴ پ م به دست اشپونی پادشاه اورارتو، در این محل نصب شده است. [۱۲]

🔹پیوتروفسکی براین اعتقاد است که نخستین سنگ نبشتۀ اورارتویی، که به خط میخی آشوری در وان به دست آمده، متعلق به پادشاه اورارتو، ساردوری (۸۳۴ پ م) است، که دومین پادشاه اورارتو محسوب می شود و پس از آرامو، نخستین فرمانروای اورارتو، به قدرت رسیده. [۱۳]

🔰 خط و زبان اورارتو

🔹نوشته های رسمی سلطنتی اورارتو تا سدۀ ۹ پ م با لهجۀ آشوری و به خط اکدی نگاشته می شد اما در ۸۳۰ پ م به جای آن خط اورارتویی به کار رفت. کشفیات جدید نشان می دهد که خط اورارتویی از رسوم و سنت مکاتبات رسمی حوری در هزارۀ ۲ پ م نشئت گرفته است. [۱۴]

🔹زبان اورارتویی تا سدۀ ۷ پ م با خط میخی آشوری جدید نوشته می شد اما اورارتوییان یک خط تصویری هم داشتند. آنها خط و کتابت را از آشوریان آموختند اما از شمار علائمی که در کتیبه های آشوری دیده می شود کاستند. مجموع حروف اورارتوها، به جز ارقام، از ۲۳۰ علامت پدید آمده و این به مراتب کمتر از شمار علائم کتیبه های آشوری است. [۱۵]

🔹قابل توجه است که زبان دربار اورارتو حوری بوده اما مردم اورارتو به زبان دیگری نیز سخن می گفتند که قواعد زبان اورارتویی را داشته و برای امور دینی و حکومتی به کار می رفته است. [۱۶]

🔹در سال های ۱۸۹۳ و ۱۸۹۶ م، نیکوکسکی به ترجمه و تفسیر کلیۀ نوشته های اورارتو، که تا آن زمان در اراضی روسیه به دست آمده بود، پرداخت. در ۱۹۰۰ م نیز صندلچیان، دانشمند ارمنی، مطالبی دربارۀ متون اورارتو منتشر ساخت و زبان اورارتو را از زبان های هند و اروپایی شمرد.

🔰 موقعیت جغرافیایی اورارتوها

🔹بهمن کارگر در مقاله خود به نام «مقابر اورارتوییان در آذربایجان غربی» می نویسد: این تمدن در قرن ۹ پیش از میلاد در شرق و جنوب شرقی ترکیۀ امروزی، به دنبال فروپاشی قدرت هیتی، یک دولت مستقل به وجود آوردند که حاصل آن اتحاد اقوام آناتولی بود.[۱۷]

🔹 اطلاعات فوق نشان می دهد که حدود این تمدن همان منطقۀ پیرامون دریاچۀ وان است. بنابراین، فرهنگ و برخی اندیشه ها و معماری آنها شمال غرب فلات ایران را نشان می دهد.

🔰 اوضاع اجتماعی و حکومتی اورارتوها

🔹سخن شاهان اورارتویی در کتیبه ها این گونه آغاز می شود: شاه می گوید . این شیوه صدها سال بعد مورد تقلید شاهان هخامنشی قرار گرفت. حتی عنوان شاه شاهان در شمال و جنوب بین النهرین و درمیان شاهان بابل به کار رفته است. شاید بتوان گفت که عناوین شاهی با کاربرد زیاد و تکراری نخستین بار در کتیبه های اورارتویی ظاهر شده است که به تقلید از اورارتو ها در عناوین شاهان پارسی نیز به چشم می خورد.

🔹 این امر که به شاه القابی چون شاه شاهان، شاه شهر، قدرتمند و بزرگ داده می شده بیانگر وجود نظام پادشاهی و رعیتی در میان اورارتوهاست.

🔹جهان بینی غالب در خاور نزدیک و به طبع ‌در دولت اورارتو جهان بینی دینی بوده و سیاست نیز از باورهای دینی تبعیت داشته است. [۱۸]

«‌… روسا، پسر آرگیشتی، این معبد را برای خالدی برپا کرد… . همان طوری که خالدی به من فرمان داده است من دراینجا بنا ساختم و آن را شهر روسا نامیدم».[۱۹]

🔹در اندیشۀ دولت ها وحکومت های بین النهرین چنین ادعا می شد که شهر ازآن خدایان است و ارادۀ آنها به دست شخصی برگزیده بر مردم اعمال می شود. در کتیبۀ مِنوآ‌، در اشنویه و در کتیبه های مشابه از جمله کتیبۀ روسا، در بسطام، چنین می خوانیم که« از عظمت خالدی هست مِنوآ، شاه بزرگ، شاه قدرتمند» که بیانگر وجود کارگزاری از جانب خدایان است که مسئولیت و اختیاراتی از جمله برقراری نظم، عدالت، قانون گذاری و … را برعهده دارد و بنابراین، به او لقب شاه جهانیان و شاه شاهان اعطا شده است. [۲۰]

🔰 دین اورارتوها

🔹اورارتوها دائماً با همسایۀ خود، آشور، در جنگ بودند. هنگامی که یکی از پادشاهان آشور به نام سارگون در ۷۱۴ پ م موسیسیر، از شهرهای اورارتو، را غارت کرد دستور داد تا از اشیا موجود در معبد شهر فهرستی تهیه شود اما در میان این اشیا ذکری از مجسمه خدایان نیست. در معابدی که اورارتوها در آن اقامت داشته اند، علامت هایی در بالای بام دیده می شود که در دو طرف معبد قرار دارد و به صورت نیزه است. در نبردها این علامت پیشاپیش سپاهیان حرکت داده می شد. علامت تندیس همسر خالدی نیز به دست آمده است. ترجیح دادن یک علامت و نشانه به جای تصویر خدا، که درمیان آشوری ها نیز رواج پیدا کرده بود، یکی از آثار نفوذ فرهنگی و دینی کاسیان بوده و اندیشۀ بی تصویر بودن خدا به ادیان اولیۀ هند و ایرانی، گات ها و ریگ ودا بازمی گردد. [۲۱]

🔹اما از میان خدایان متعددی که در تمدن اورارتو وجود داشته سه خدا از اعتبار و مقام بالاتری برخوردار بودند:

👈 خالدی: که بالاترین خدایان محسوب می شد و به نظر می رسد که خدای آسمان، نظم و خورشید بوده. کتیبۀ روسای دوم ( ۶۸۵ پ م)، پسر یکی از پادشاهان اورارتو، به نام آرگیشت نیز برای پرستشگاه خدای خالدی، خدای بزرگ اورارتو، کنده شده، سنگ نبشته نیز گویای همین مطلب است. [۲۲]

👈تشه با: خدای جنگ و تجسم طوفان بر روی زمین.

👈 شی وی نی: خدای زمین، منبع زندگی بخش و خدای مهر و آب رودخانه. [۲۳]

🔹 در میان خدایان اورارتویی تشه با، با نماد گاو نر و خدای خالدی، با نماد شیر، در کوه ها حجاری شده است. در منابع از خدایان دیگری نیز سخن به میان آمده اما به نظر می رسد که این خدایان برای اوراتویی ها اهمیت کمتری داشته اند. آنها برای این خدایان کم اهمیت تصاویری بر روی کوه حک کرده اند. در نقوش مربوط به صحنه های مذهبی در دین اورارتویی تصاویر خدایانی دیده می شود که بر روی کوه ایستاده اند یا انسانی که نیمه ای از بدنش به شکل گاو نر است و با دو دست آسمان را حمل می کند.

🔹 شی وی نی از خدایان هیتیان گرفته شده و قرص بال دار خورشید تأثیر فرهنگ مصری و سوری را نشان می دهد. غیر از این سه خدا، که خدایان اصلی اورارتو بودند، بر روی کمربندی یک گاو بال دار یا شیری بال دار با سر انسان تصویر شده که هنر آشوری را به خاطر می آورد. [۲۴]

🔹 این نقوش یا از هنر حوری (که اورارتو را از جنوب غربی و شرقی دربر می گرفت) اقتباس شده یا، به دلیل وجود فرهنگ قومی مشترک، حاصل تأثیرپذیری هنر اورارتو از هنر و دین ایرانیان، آشوریان، هیتی ها و مصری هاست. بر روی تصویر کمربندی مفرغی، که در محل کارمیربلور(تپۀ قرمز) – درجنوب غربی ایروان – پیدا شده، تصویر خدای خالدی به صورت شیر، تشه با به صورت گاو نر و شی وی نی، که زانو زده و حامل قرص خورشید بال دار است، دیده می شود.

🔹 در حجاری های آشوریان یا در آثار هنری آسیای صغیر، خدایانی دیده می شوند که بر روی حیوانات ایستاده اند. این اشکال و مجسمه های گاوهای بال دار با چهرۀ انسانی یا بدن انسان از تمدن آشور به تمدن اورارتو انتقال یافته است. ارواح بال داری که گاه با سر حیوانات تصویر شده اند و درخت مقدس را حفاظت می کنند با تصاویر خدایان آشوری در رابطه اند. [۲۵]

🔰همسر خالدی،خدای اورارتویی

🔹 در خصوص باورهای مذهبی اورارتوها می توان گفت که جهان بینی غالب در کل خاور نزدیک و به طبع در دولت اورارتو جهان بینی دینی است؛ یعنی، نزد آنها دین و سیاست با هم مرتبط بودند زیرا چنان که در کتیبه های به جامانده به چشم می خورد پادشاهان و امیران نمایندگان و جانشینان خدایان و عملکرد ایشان عملکرد خدایان بود. از سوی دیگر، به نظر می رسد در تمدن اورارتو نیز، همانند سایر تمدن های بین النهرین، جهان دارای نظمی از پیش تعیین شده نبوده بلکه عرصه برخورد اراده های متعدد و گاه متفاوت خدایان بوده و تحت تأثیر کنش و واکنش مثبت و منفی آنها به وجود آمده است. خدایان هر یک در حوزه هایی فعالیت می کردند و ثمرۀ فعالیت آنها در زمین بروز می کرده است. [۲۶]

🔰 معماری صخره ای و فلسفۀ پیدایش آن

🔹 پیدایش و فراگیر شدن معماری صخره ای بیشتر در هزارۀ اول پیش از میلاد به وقوع پیوسته است. ازجمله می توان به معماری صخره ای مادها، مانناها و اورارتوها از سدۀ هشتم پیش از میلاد در نواحی شمال غرب ایران اشاره کرد. به علت فراموش شدن دو تمدن تأثیرگذار دوران باستان، یعنی تمدن اورارتو و ماننا، تا سده های اخیر تصور می شد که همۀ معماری صخره ای موجود متعلق به تمدن مادهاست.

🔹 در معماری صخره ای دوران ماد و ماننا، بخش بیرونی کوه را می تراشیدند و درگاه نامتناسب مستطیل شکلی به وجود می آوردند. بعدها، در طی روند تکامل فنی و هنری درگاه بیرونی آثار کنده شده با مقیاس انسانی و متناسب تر همراه با سرستون های آزاد و ایوان  در نما ایجاد شد. این روند تکاملی در دوران هخامنشی به اوج خود رسید.

🔹 ظاهراً این نوع معماری، که به معماری صخره ای مشهور است، ریشه در فرهنگ و سنت هر منطقه دارد. بنابراین، تجلی آن را به صورت های متفاوت می توان مشاهده کرد؛ برای مثال، در برخی مناطق در خدمت اعتقادات مذهبی بوده، در برخی دیگر بنابر عادات مرسوم از آن استفاده می شده و در مکان و زمانی دیگر برای سکونت و کاربردهای دفاعی از آن بهره می برده اند. بنابراین، استفاده از آن به عوامل مکانی و زمانی بستگی داشته. به همین دلیل، دارای جلوه های متعدد و تنوع بسیار بوده است.

🔹 دلایل جغرافیایی، مذهبی و نظامی از جمله علل وجودی معماری صخره ای است. این نوع معماری در سرزمین، فرهنگ و هنر ایران از قدمت بسیار برخوردار است. شاید علت مهم ناشناخته ماندن این معماری افزون بر موقعیت جغرافیایی در فلسفه وجودی آن نهفته باشد که در این صورت نیازمند بررسی و مطالعات وسیع برای روشن و مشخص شدن ابعاد آن است. در یک دید کلی معماری صخره ای دارای ویژگی های زیر است :

👈 در معماری صخره ای نیازی به مصالح ساختمانی نیست.

👈 در معماری صخره ای، همانند معماری های متعارف، نیازی به بنا نیست و مسائل ایستایی و دیگر اصولی که در معماری متعارف به کار می رود در اینجا کاربرد ندارد زیرا همۀ آنها از ابتدا در صخره، که قشری سخت و بهم پیوسته است، به کار رفته است.

👈 معماری صخره ای استحکام و در نتیجه حالت تدافعی قابل ملاحظه ای دارد.

👈 در معماری صخره ای روش کار بسیار ساده اما اجرای آن مشکل است. [۲۷]

🔰 گوردخمه های اورارتوها

🔹اورارتوها در نواحی متصرفی و همچنین در قلمرو اصلی خود آثار معماری صخره ای عظیمی به یادگار گذاشته اند؛ برای مثال، قلعۀ بسطام، در آذربایجان غربی، دارای دیوارهای قطوری است که قطر آنها به پنج متر می رسد و صخره های دامنۀ شرقی کوه در وسعتی عظیم تراشیده و تخت شده اند و در نتیجه، به صورت پله پله درآمده اند. این قلعه به سدۀ هشتم و هفتم پیش از میلاد تعلق دارد و از لحاظ شکل مهندسی و موقعیت استقرار در مرحله ای ابتدایی به نظر می رسد. [۲۸]

🔹علاوه بر این قلعه آثار صخره ای شگفت انگیز دیگری، با نظام آبیاری و تصفیۀ بسیار پیشرفته، از این تمدن باقی مانده که در حیطۀ این پژوهش نیست. معماری صخره ای، در نواحی گوناگون اطراف دریاچۀ وان در ترکیه و غرب دریاچۀ ارومیه، بیانگر مهارت این تمدن در ساخت چنین بناهایی است.

🔹آرامگاه های اورارتویی ها در آذربایجان غربی، که مورد بررسی های باستان شناختی قرار گرفته، از راستای رودخانۀ ارس تا نواحی شمالی سلدوز نقده، در قسمت های غرب دریاچۀ ارومیه، به چشم می خورد. این آرامگاه ها، که طی بررسی های موضعی سال های ۱۳۶۰ – ۱۳۶۳ش مورد شناسایی قرار گرفته اند، در کوه های آهکی و رسوبی و در مجاورت روستاهای شدی ازتوابع پلدشت، سنگر نزدیک ماکو (شمال سیه چشمه)، چی یا چره از توابع قریه ضیاء الدین، ملحم قرای نزدیک سلماس، اسماعیل آقا در درۀ نازلو، سیدوک یا سیرک در درۀ باراندوز چای، خان دره سی در درۀ معروف به شهدا و ناناز از توابع سلدوز نقده واقع شده و در یک تقسیم بندی کلی در شمال، مرکز و جنوب غربی ارومیه قرار گرفته اند. بر اساس باورهای عامیانه محل اغلب این اماکن تاریخی را اتاق فرهاد می نامند. در زبان کردی مهابادی، با واژۀ ترکیبی برد (سنگ فرهاد) بردکند (سنگ سوراخ ) یا له شکوت به مفهوم غار نیز از این مکان ها یاد می شود. [۲۹]

🔹در ذکر ویژگی های این گورهای صخره ای باید گفت که برای مقبره سازان استفاده از یک جهت معین مورد توجه نبوده زیرا سردر سنگی و ورودی این آرامگاه ها در منطقه هریک رو به جهتی دارد اما ایجاد سقف به شکل مسطح موردی است که در کلیۀ آنها و بدون استثنا به طور یکسان مراعات شده. گاهی استفاده از پله یا فضای کوچک چهارگوش مقابل مقبره به منزلۀ حیاط و بعضاً تلفیق این هر دو با گور صخره ای معمول بوده و در برخی موارد نیز آرامگاه ها به صورت بسیار ساده در دل کوه ایجاد شده است. معماران این گوردخمه های سنگی برای ایجاد یک فضای روحانی از پله استفاده می کردند. [۳۰]

🔰مقابر صخره ای بررسی شده در سطح منطقه

🔹 مقبره های صخره ای مستقل یا تک واحدی: این مقبره ها تنها شامل یک اتاقک به شکل چهارگوش یا مدور هستند. مقبرۀ صخره ای شمال سیه چشمه و تمام مقبره های واقع در قارنی یا روک جزو مقبره های مستقل یا تک واحدی به حساب می آیند.

🔹 مقبره های صخره ای تک واحدی پیوسته:‌ این آرامگاه ها دارای دو اتاقک یا ترکیب اتاقک با حیاط چهارگوش هستند و معمولاً اتاقک دوم در پشت اتاقک اول تعبیه یا به طور جانبی در کنار آن ساخته شده است. در هر دو مورد ارتباط اصلی به وسیلۀ سردر سنگی از طریق اتاقک اول است. مقبره های صخره ای شدی، مقبره های صخره ای در اسماعیل آقا و مقبره های سنگر و خان درسی در این گروه جای می گیرند.

🔹 مقبره های صخره ای چند واحدی: در این نوع گورهای صخره ای اتاقک چهارگوش به منزلۀ محوطه ای مشترک برای اتاقک های اصلی در نظر گرفته شده و مقبره های صخره ای در پشت آن و در مجاورت یکدیگر با ورودی های مستقل از هم ساخته شده اند و تمام ورودی های مقبره ها به این اتاق باز می شوند. از این نوع مقبره سازی تنها یک نمونه در هدر دیده می شود. [۳۱] آرامگاه هایی که در این گروه جای می گیرند عبارت اند از: سنگر در نه کیلومتری شمال ماکو، ورهرام در مرز ایران و نخجوان، قوشچی بین سلماس و ارومیه، قلعۀ اسماعیل آقا در ۳۰ کیلومتری غرب ارومیه، قارنی یاروک در جنوب غرب سلماس، ارومیه – اشنویه در ۳۰ کیلومتری ارومیه، زنجیر قلعه در چهارده کیلومتری سلماس و ارومیه، شاه تپه در ۲۰ کیلومتری میان دوآب، شیطان آباد در ده کیلومتری شمال میان دوآب و گوجر قلعه در ۴۸ کیلومتری شرق مراغه.

🔹 از گوردخمه های تک واحدی اورارتوها، که معمولاً دارای یک اتاقک چهارگوش هستند، به منزلۀ مقبره های مستقل یا منفرد یاد می شود. در قارنی یاروک، در پانزده کیلومتری جنوب غربی سلماس، گوردخمه ای مشاهده می شود که ساختمان آن در صخره ای سنگی کنده شده. مقبره دارای یک اتاق مستطیل شکل، سقفی مسطح و ابعاد ۲۲۵×۵۵۰ ×۱۰۱۰سانتی متر است. مشابه این آرامگاه در مقبرۀ صخره ای منفردی در قوشچی وجود دارد که از دورۀ اورارتوها باقی مانده و باستان شناسان آن را متعلق به این دوران می دانند. این گوردخمه دارای یک اتاق مقبره است که به عقیدۀ کلایس مدفن یک اورارتویی بوده که از وطن خود دور مانده و در اینجا دفن شده است. [۳۲]

🔹 اما در برخی از گوردخمه های اورارتویی به معماری متفاوتی برمی خوریم که دیگر نمی توان از آنها به منزلۀ مقبره های منفرد یاد کرد. معماری این دخمه ها به صورت تک واحدی پیوسته است. در این نوع گوردخمه ها دو اتاقک در مجاور هم یا به صورت جانبی در کنار هم تعبیه شده اند یا اتاقک دوم پشت اتاقک اول قرارگرفته؛[۳۳] برای مثال، همان گونه که در تصویر گوردخمۀ اورارتویی سنگر، در نه کیلومتری شمال ماکو و دو کیلومتری شمال روستای سنگر مشاهده می شود، دو اتاق D و C کوچک ترند و به صورت جانبی کنار هم قرار دارند و اتاق B که بزرگ تر از اتاق های D و C است در جلوی دو اتاق مذکور قرار گرفته و راه ورودی به این دو از طریق اتاق B مهیا می شود. گوردخمۀ اسماعیل آقا، در ۳۲ کیلومتری غرب ارومیه، نیز دخمه ای متشکل از دو اتاق است که به یکدیگر مرتبط هستند و در امتداد یکدیگر قرار دارند. در منطقۀ ارومیه – اشنویه نیز گوردخمه ای اورارتویی مشاهده می شود متشکل از دو اتاق که اتاق دوم در پشت اتاق اول تعبیه شده است.

🔰نقش پله در معماری گوردخمه ها

🔹بیشتر گوردخمه های شناسایی شده در تمدن اورارتو قابل دسترسی اند زیرا ساخت پله در معماری صخره ای اورارتو ها متداول بوده و این مسئله راهیابی به این دخمه ها را میسر ساخته است. از جملۀ این گوردخمه ها می توان به گوردخمۀ سنگر اشاره کرد که راهیابی به داخل آن از طریق سی پله مهیا شده است. در نزدیکی مرز ایران و نخجوان، نیز گوردخمۀ ورهرام چنین وضعیتی دارد. این گوردخمه شامل سه قبر است. قبر شمارۀ ۲ درکنار دیوار قرار گرفته و پله ای به عرض ۲۴۰ سانتی متر راهیابی به مقبره را میسر ساخته. [۳۴]

🔰 طاقچه

🔹در گوردخمه های اوراتویی به عنصر دیگری برمی خوریم که طاقچه نام دارد. طاقچه از جمله عناصر معماری است که اورارتوها در دخمه های خود بسیار از آن بهره برده اند؛ برای مثال در گوردخمۀ سنگر پنج طاقچه در اتاق ها دیده می شود: دو طاقچه در دیوارۀ شرقی اتاق و دو طاقچه در دیوارۀ غربی و یک طاقچۀ بزرگ با ۱ متر ارتفاع در دیوارۀ شمالی. در ناحیۀ ورهرام در قبر شمارۀ ۲، در اتاق اول، هفت طاقچه گزارش شده که در هرکدام ظرفی قرار داشته است. در ناحیۀ ارومیه – اشنویه هم در اتاق دوم طاقچۀ بزرگی به شکل مستطیل وجود دارد و در کنار آن یک طاقچۀ کوچک تر کنده شده است.[۳۵]

🔰 فلسفۀ استفاده از طاقچه، که بر روی هریک از آنها ظرفی قرار داشته،

🔹به احتمال زیاد به خاطر انجام مراسم آیینی و تدفین مردگان بوده که در داخل گوردخمه ها صورت می گرفته است .

🔰 جهت گوردخمه ها و قبرهای داخل آنها

🔹 معماران اورارتویی توجه خاصی به جهت قبرها نشان نمی دادند؛ برای مثال، درگوردخمۀ سنگر جهت قبر شمالی – جنوبی است. گزارش های باستان شناختی در قبرهای قلعۀ اسماعیل آقا نیز نشان می دهد که در این مکان دو قبر در صخره، نزدیک دژ بزرگ، کنده شده که قبر شمارۀ ۱ جهت شرقی – غربی دارد اما قبر شمارۀ ۲ ، که در نود متری قبر شمارۀ ۱ واقع شده، جهتی شمالی – جنوبی دارد. گوردخمۀ محور ارومیه – اشنویه نیز دارای مقبره ای شمالی – جنوبی است.

🔰 ستون

🔹 بنابر مدارک باستان شناختی در هیچ یک از دخمه های اورارتویی ستون به چشم نمی خورد.

🔰 نقش برجسته و کتیبه

🔹در گوردخمه های اورارتوها، که مورد پژوهش های باستان شناختی قرار گرفته اند،کتیبه و نقش برجسته به دست نیامده است. تنها در گوجر قلعه، که شرقی ترین مقبرۀ گزارش شدۀ اورارتویی در شمال غرب ایران است و باستان شناسان بر این باورند که کاملاً به سبک اورارتویی کنده شده، مقبره ای در جهت شمالی – جنوبی قرار دارد که با آنکه فاقد کتیبه است اما در آن سطحی صاف وجود دارد که احتمالاً ‌برای کتیبه آماده شده بوده. نمای این مقبره خوب تراشیده شده و سازندگان گوردخمه در سمت راست آن سطحی صاف به وجود آورده اند.

🔰 نتیجه

🔹ریشه و منشأ این آرامگاه ها و معماری گوردخمه ای را در فلات ایران باید در گوردخمه های اورارتویی جست و جو کرد؛ به عبارت دیگر، گوردخمه های ماد صورت تکامل یافته تر مقبره های اورارتویی اند. وجود پلکان، در نمای گور دخمه های اورارتویی، علاوه بر دسترسی به داخل مقبره ها، احتمالاً نقش روحانی نیز داشته است. بیشتر این دخمه ها در کنار دژهای سلطنتی بنا می شده که مدفن پادشاهان و شاهزادگان بوده. تفاوت در پلان های این گوردخمه ها، از نظر معماری، نشانه ای از نفوذ فرهنگ محلی یا شاید فرهنگ قبایل متعدد اورارتویی بوده است. نبود کتیبه و نقش برجسته در این مقبره ها، برخلاف آنچه بعدها در گوردخمه های مادی به چشم می خورد، حاکی از تفاوت در آیین ها و مناسک مذهبی و دینی این دو تمدن است. از سوی دیگر، عدم استفاده از نقش برجسته در نمای گوردخمه های اورارتویی حکایت از بی تصویر بودن خدایان و نبود مجسمه و تندیس برای آنان در دوره های اولیۀ دینی اورارتوها دارد. استفاده نکردن از ستون در نمای خارجی این دخمه ها نیز بیانگر ساختار ابتدایی آنهاست که البته بعدها در دورۀ ماد و سپس، هخامنشی ستون به شکل پیشرفته ای در این گوردخمه ها به کار گرفته شده است

🔰 آیا حریم یک اثر جهانی می‌تواند بازنگری شود؟

🔹به بهانه ۱۵ آذر روز ثبت ملی باغ فین

✍امیرشاهین نایبی فر

⬅️ درخواست اخیر شهرداری کاشان از وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی برای بازنگری و تطبیق حریم ملی باغ فین کاشان با حریم تعیین‌شده برای این اثر در فهرست میراث جهانی یونسکو، موجی از نگرانی را در میان جامعه کارشناسی و حافظان میراث فرهنگی برانگیخته است،این نگرانی از آنجا نشات می‌گیرد که به باور بسیاری از متخصصان، چنین روندی می‌تواند به تدریج و به بهانه‌های توسعه‌ای، عرصه‌های حفاظتی را کاهش داده و بافت تاریخی ارزشمند پیرامون آثار را در معرض تهدید جدی قرار دهد.

⬅️ باغ فین کاشان، به عنوان یکی از شاهکارهای باغ‌سازی ایرانی و اثری ثبت‌شده در فهرست جهانی یونسکو، از دو لایه حفاظتی برخوردار است، حریم ملی که توسط سازمان میراث فرهنگی کشور تعیین می‌شود و حریم جهانی که معیار و ضوابط آن در پرونده ثبت جهانی اثر آمده است.

⬅️ اکنون شهرداری کاشان با استناد به محدودیت‌های ناشی از وسعت حریم ملی برای اجرای طرح‌های گردشگری، اقامتی و توسعه معابر، خواستار بررسی کارشناسی به منظور به‌روزرسانی و تطبیق،این دو حریم شده است. استدلال اولیه این است که حریم جهانی این اثر، از حریم ملی آن کوچک‌تر است و پیشنهاد می‌شود این دو یکسان شوند. اما در مقابل،اساتید دانشگاه در حوزه میراث فرهنگی و کارشناسان میراث فرهنگی هشدار می‌دهند که این درخواست، می‌تواند آغازی برای روندی خطرناک با عنوان بازنگری در حریم آثار تاریخی باشد.

⬅️ از نگاه آنها، حریم ملی با وسعت بیشتر، نقش یک پشتوانه و منطقه حائل را برای حریم جهانی ایفا می‌کند، کوچک‌کردن حریم ملی به بهانه انطباق با حریم جهانی، در واقع به معنای حذف لایه‌های حفاظتی ضروری و در معرض خطر قرار دادن عرصه‌هایی است که اگرچه ممکن است در سند ثبت جهانی به صراحت نیامده باشند، اما جزئی جدایی‌ناپذیر از بافت و منظر تاریخی اثر محسوب می‌شوند.

⬅️ کارشناسان میراث فرهنگی تاکید دارند که معیارهای تعیین حریم در پرونده‌های جهانی، اغلب با تمرکز بر هسته اصلی اثر و با ملاحظات خاص بین‌المللی تعریف می‌شوند و نمی‌توانند تمام زوایا و عرصه‌های وابسته تاریخی در بافت شهری را پوشش دهند، بنابراین، حریم ملی باید با در نظر گرفتن همه این جنبه ها، حفاظت گسترده‌تری را تضمین کند.

🔺 نگرانی از شفاف نبودن روند و پیامدهای توسعه بی‌ضابطه

⬅️ این گروه از کارشناسان، بازنگری و کوچک‌سازی حریم را زمینه‌ساز افزایش ساخت‌وسازها، تغییر کاربری‌های نامتناسب و در نهایت آسیب جبران‌ناپذیر به هویت تاریخی مجموعه می‌دانند، همچنین، آنها بر شفاف نبودن روند تصمیم‌گیری در شورای عالی حریم انگشت گذاشته و خواستار مشارکت و نظارت جدی نهادهای تخصصی و جامعه محلی در این فرآیند حساس هستند.

⬅️ در سوی مقابل، مدیریت شهری کاشان هرگونه قصد تعرض یا کوچک‌سازی واقعی اثر جهانی را رد کرده و هدف خود را تنها تسهیل توسعه زیرساخت‌های گردشگری و خدماتی از طریق اصلاح برخی ضوابط دانسته است.

🔺تجربه تاریخی هشدار می‌دهد

⬅️ با این حال، تاریخ حفظ میراث در ایران و جهان نشان می‌دهد که هرگونه عقب‌نشینی از عرصه‌های حفاظتی، حتی با ادعای توسعه و تسهیل امور، در صورت فقدان نگاه حفاظتی قوی و نظارت مستمر، می‌تواند به تدریج به تخریب تدریجی، کاهش ضریب ایمنی و خدشه‌دار شدن اصالت آثار تاریخی بینجامد، باغ فین کاشان به عنوان گوهری جهانی، نیازمند حفاظتی فراگیر و پیشگیرانه است.

⬅️ به نظر می‌رسد مسئله اصلی، تعارض ظاهری بین منافع توسعه شهری و ضرورت حفاظت تمام‌عیار از میراث جهانی است. پاسخ به پرسش آیا حریم یک اثر جهانی می‌تواند بازنگری شود؟،هرچه باشد، یک اصل باید همواره پابرجا بماند،هرگونه تغییر در ضوابط حفاظتی، باید با محوریت ،اولویت مطلق حفظ اصالت و یکپارچگی اثر و با حضور و اجماع کارشناسان مستقل میراث فرهنگی، بر اساس مطالعات دقیق و با درنظرگرفتن منافع بلندمدت ملی و تعهدات بین‌المللی صورت پذیرد، تطبیق حریم ملی با جهانی، اگر به معنای تضعیف حفاظت باشد، نه تنها کمکی به توسعه پایدار نمی‌کند، بلکه سرمایه‌ای ملی و جهانی را به مخاطره می‌اندازد.

✍ به گزارش ایرنا،حریم باغ فین کاشان شامل ۱۲ هکتار عرصه، ۲۹۶ هکتار حریم درجه یک و ۱۴۳ هکتار حریم درجه ۲ است.

⬅️ باغ فین کاشان، یکی از مهم‌ترین و زیباترین باغ‌های تاریخی ایران، در تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۱۴ خورشیدی با شماره ثبت ۲۳۸ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

⬅️ این باغ به عنوان بخشی از مجموعه باغ‌های ایرانی، در سال ۱۳۹۰ در سی و پنجمین نشست کمیته میراث جهانی یونسکو در پاریس، در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.

◀️ کشف ۸ اسکلت و شواهدکم‌مانند از دوران نوسنگی

🔹 سرپرست کاوش‌های علمی باستان‌شناسی در تپه باستانی ابراهیم‌آباد آبیک، با اشاره به تازه‌ترین یافته‌ها و روند پژوهش‌های میدانی در این محوطه تاریخی، از کشف یافته‌های ارزشمند از دوره نوسنگی خبر داد.

⬅️ حسن فاضلی نشلی، در این‌باره گفت: این منطقه باستانی با بیش از ۷۵۰۰ سال دیرینگی تاریخی برای نخستین‌بار در سال ۱۳۸۵ لایه‌نگاری شده و دارای ۸ متر لایه فرهنگی است که کریدور اتصال زاگرس مرکزی، فلات مرکزی و شمال ایران و از محدود دهکده‌های باستانی ایران است که نخستین کشاورزان در آن فعالیت داشته‌اند.

⬅️ سرپرست کاوش‌های باستان‌شناسی منطقه با اشاره به اینکه سال گذشته کاوش‌ها با آرمان بررسی ایدئولوژی، آداب، رسم‌ها، باورها و همچنین شیوه‌های پرورش جانوران و گیاهان در این محوطه آغاز شد، گفت: در فصل نخست کاوش، یک کارگاه با ابعاد ۴ در ۷ متر بر فراز تپه ایجاد شد که امسال با توجه به اهمیت داده‌های به‌دست‌آمده، این کارگاه به ابعاد ۱۰ در ۱۰ متر گسترش یافت.

⬅️ او با بیان اینکه گستره‌ی مورد پژوهش از مهم‌ترین مکان‌های در پیوند با دوره نوسنگی در منطقه است، افزود: در این دوره، انسان اقدام به گورسپاری (:تدفین) درگذشتگان در کف خانه‌های مسکونی می‌کرد و این موضوع یکی از سرآمد‌ترین(:شاخص‌ترین) ویژگی‌های فرهنگی جوامع نوسنگی است.

⬅️ فاضلی نشلی ادامه داد: تا کنون نزدیک‌به ۸ اسکلت از کف فضاهای مسکونی کشف شده که این فضاها مربوط به اتاق‌هایی با ابعاد تقریبی ۲ در ۳ متر است، اتاق‌هایی که شواهد موجود نشان می‌دهد محل زندگی منظم و سازمان‌یافته خانواده‌های عصر نوسنگی بوده‌اند.

⬅️ سرپرست کاوش‌های علمی باستان‌شناسی تپه ابراهیم‌آباد تاکید کرد: آثار به‌دست‌آمده در این فصل کاوش بی‌مانند است و می‌تواند تصویر روشن‌تری از سبک زندگی، باورها و ساختار اجتماعی مردمان نوسنگی این منطقه ارایه کند

◀️ اندیشه فلسفی علامه در دانشگاه ها مهجور است

🔹دینانی گفت:‌در دانشگاه‌ها متأسفانه چندان به علامه توجه نمی‌شود. او فیلسوفی کم‌نظیر بود، اما فلسفه همیشه مخالفانی داشته است. فلسفه چون بی‌رحمانه می‌اندیشد، گاهی با ظاهر ادیان سازگار نیست، گرچه در باطن هماهنگ است. در همه دوران‌ها مخالفان فلسفه زیاد بوده‌اند و هنوز هم هستند.

✍ به گزارش ایبنا، رضا دستجردی نوشت : بیست‌وچهارم آبان سال‌روز ولادت علامه سید محمد حسین طباطبایی و روز بزرگ‌داشت ایشان است. این مفسر، فیلسوف، فقیه و عارف شهیر که به تدریس در حوزه علمیه قم اشتغال داشت، از عمده روحانیون تأثیرگذار در فضای فکری و مذهبی ایران معاصر به‌شمار می‌رود. «تفسیرالمیزان» مهم‌ترین اثر اوست. «بدایةالحکمة» و «نهایةالحکمة»، «شیعه در اسلام» و «اصول فلسفه و روش رئالیسم» نیز از دیگر آثار مهم او به شمار می‌آیند. ایبنا بدین مناسبت، با دکتر غلامحسین ابراهیمی‌دینانی فیلسوف و پژوهشگر و از شاگردان علامه‌طباطبایی به گفت‌وگو نشسته است. چهره برتر فلسفه ایران در اولین دوره همایش چهره‌های ماندگار و صاحب آثاری چون «اندیشه در فراسوی زمان و مکان»، «فلسفه فلسفیدن است»، «اختیار در ضرورت هستی»، «اندیشه سهروردی» و نظایر آن در این گفت‌وگوی کوتاه، سخن می‌گوید.

❓شما از نزدیک علامه طباطبایی را می‌شناختید؟

✅ بله، من شاگرد نزدیک ایشان بودم و از محضرشان استفاده کردم. در جلسات شبانه‌ای که ایشان برگزار می‌کردند شرکت داشتم؛ جلساتی خصوصی که فقط چند نفر در آن حضور داشتند.

❓ این جلسات شبانه چه ویژگی‌هایی داشتند؟

✅ بسیار خاص و عمیق بودند. هر شب در منزل یکی از شاگردان برگزار می‌شد؛ معمولاً پنج‌شنبه و جمعه‌شب‌ها. مباحثی مطرح می‌شد که هرکسی طاقت شنیدنش را نداشت. افراد محدودی در آن جمع حضور داشتند، از جمله آقای جوادی آملی. من هم یکی از آن هفت یا هشت نفر بودم.

❓فضای جلسات خصوصی علامه چگونه بود؟

✅ فضای آن جلسات بسیار معنوی و علمی بود. بحث‌ها عمیق و دشوار، و گاهی خارج از توان ذهنی بسیاری از افراد. علامه بسیار آرام، دقیق و کم‌حرف بود، اما وقتی سخن می‌گفت، حقیقت را می‌کاوید.

❓آیا در جلسات روزانه علامه نیز شرکت می‌کردید؟

✅ بله، درس‌های روزانه‌شان عمومی بود، اما جلسات شبانه خصوصی‌تر و عمیق‌تر بود. در آن جلسات فلسفه ناب مطرح می‌شد.

❓هانری کربن هم در آن جلسات شرکت می‌کرد؟

✅ بله، هر وقت به ایران می‌آمد، در جلسات حضور پیدا می‌کرد. او در سراسر دنیا فلاسفه شرق و غرب را دیده بود، اما در برابر علامه طباطبایی با احترامی ویژه می‌نشست.

❓مشرب فکری علامه طباطبایی چگونه بود؟

✅او فیلسوفی کامل و در عین حال متدینی تمام‌عیار بود. عرفان را مکمل فلسفه می‌دانست و میان این دو تعارضی نمی‌دید. فلسفه‌اش عمیق بود و اندیشه‌اش مرز شرق و غرب نمی‌شناخت.

❓برخی می‌گویند وجه عرفانی در اندیشه علامه غالب بود. آیا موافقید؟

✅ ایشان فیلسوف بود، اما با عرفان نیز سر و کار داشت. عرفان را نفی نمی‌کرد بلکه آن را در کنار فلسفه می‌دید. در واقع، فلسفه‌اش با روح عرفانی آمیخته بود.

❓به نظر شما چرا در دانشگاه‌های امروز ایران کمتر به اندیشه‌های علامه پرداخته می‌شود؟

✅ در دانشگاه‌ها متأسفانه چندان به علامه توجه نمی‌شود. او فیلسوفی کم‌نظیر بود، اما فلسفه همیشه مخالفانی داشته است. فلسفه چون بی‌رحمانه می‌اندیشد، گاهی با ظاهر ادیان سازگار نیست، گرچه در باطن هماهنگ است. در همه دوران‌ها مخالفان فلسفه زیاد بوده‌اند و هنوز هم هستند.


❓از نظر شخصیتی ایشان را چگونه توصیف می‌کنید؟

✅ انسانی کم‌گو، گوشه‌گیر، و در عین‌حال بسیار عمیق و اندیشمند بود. فیلسوفی کم‌نظیر در تاریخ ایران. اهل شعر و ادب هم بود، اما تفکر فلسفی‌اش وجه غالب شخصیت او بود

◀️ تصویب منشور کوروش به‌عنوان نخستین سند مکتوب حقوق بشر جهان در یونسکو

🔰 در رویدادی تاریخی در سمرقند، منشور کوروش کبیر با اجماع کشورهای عضو یونسکو به‌عنوان سند بنیادین حقوق بشر جهان به تصویب رسید.

⬅️ چهل‌وسومین کنفرانس عمومی یونسکو در سمرقند با اجماع کامل کشورهای عضو، «منشور کوروش» را به‌عنوان نخستین سند مکتوب حقوق بشر جهان به رسمیت شناخت. این تصمیم، ایران را در جایگاه پایه‌گذار اندیشه انسانی آزادی، عدالت، مدارا و احترام به تنوع فرهنگی در عرصه تمدن جهانی تثبیت می‌کند.

⬅️ در رویدادی تاریخی که روز ۱۵ آبان ۱۴۰۴ ، در صحن چهل‌وسومین کنفرانس عمومی یونسکو به تصویب رسید، «منشور کوروش کبیر» به‌عنوان سندی بنیادین در تاریخ تمدن بشری و نخستین نمود مکتوب از اصول آزادی، عدالت، مدارا و احترام به تنوع فرهنگی، به‌طور رسمی از سوی کشورهای عضو این سازمان جهانی مورد تایید قرار گرفت.

⬅️ این قطعنامه که با اجماع اعضا و در نتیجه تلاش‌های مستمر هیئت جمهوری اسلامی ایران و همکاری نزدیک تاجیکستان ارائه شد، یونسکو را موظف می‌سازد تا آموزه‌های برگرفته از منشور کوروش را در برنامه‌های آموزشی، فرهنگی و حقوق بشری خود نهادینه کند.

⬅️ در جریان این نشست، کشورهای مصر، عراق، کلمبیا، هند، نیجریه، الجزایر، پاکستان، بنگلادش، کنیا، سنگال، ارمنستان و لهستان از جمله دولت‌هایی بودند که از تصویب این سند تاریخی به‌عنوان «منشور جهانی حقوق بشر و تنوع فرهنگی» حمایت کردند.

⬅️ به‌موجب مفاد این قطعنامه، مدیرکل یونسکو مامور شده است تا اصول مندرج در منشور کوروش را در چارچوب برنامه‌های مرتبط با عدالت اجتماعی، گفت‌وگوی بین‌فرهنگی، آموزش برای صلح و توسعه پایدار ادغام کرده و دولت‌ها را به گسترش آگاهی جهانی نسبت به ارزش‌های نهفته در این سند تاریخی ترغیب کند.

⬅️ این دستاورد، نه‌تنها جایگاه تمدنی ایران را در حافظه جهانی بشر بازآفرینی می‌کند، بلکه با اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد، به‌ویژه هدف ۱۶ (صلح، عدالت و نهادهای قوی) و هدف ۱۷ (مشارکت برای تحقق اهداف) همسو است. منشور کوروش، به‌عنوان نمادی از دیپلماسی فرهنگی ایران، اکنون به زبان یونسکو سخن می‌گوید؛ با پیامی که پس از بیست‌وپنج قرن همچنان پژواک انسانیت، عدالت و همزیستی فرهنگی است.

◀️ لرزش گورستان‌های عصرآهن و پناهگاه‌های صخره ای باستانی ه‌دنبال انفجارهای پیاپی معدن سیمان گیلان

🔺فعالیت‌های مداوم و انفجارهای پیاپی معدن و کارخانه سیمان گیلان سبز در منطقه دیلمان، نه تنها لرزه به جان گورستان‌های عصرآهن و پناهگاه‌های صخره ای چندهزار ساله انداخته است که باعث آسیب به بستر طبیعی و خدشه به لایه های فرهنگی باستان شناسی و همچنین آسیب به چشم انداز فرهنگی این کوه ها و تپه ها در منطقه دیلمان به‌ویژه در روستای عاشورآباد شده است. براساس گزارش‌های محلی، درحال‌حاضر جای محوطه‌های تاریخی شناسایی نشده در این منطقه را تردد مداوم چرخ‌های ماشین‌آلات سنگین معادن و گودال‌های عمیق حفاران غیرمجاز گرفته است .

✍ به‌گزارش ایلنا، حدود دو دهه از فعالیت معدن و کارخانه سیمان گیلان سبز منطقه دیلمان می‌گذرد. طبق گفته شاهدان محلی و کنشگران میراث‌فرهنگی و زیست‌محیطی و همچنین گزارش‌های مدیر کل میراث‌فرهنگی وقت گیلان، فعالیت این کارخانه بدون پایش و نظارت محیط‌‌زیست و خارج از تعهدات‌اش بوده است. برداشت‌های مداوم و غیراصولی توسط معدن و کارخانه سیمان باعث شده، محوطه‌های تاریخی ارزشمند این منطقه که عمدتا مربوط به گورستان‌های عصر آهن تا دوره اسلامی می‌شود با تخریب جدی مواجه شوند.

⬅️ یکی از اهالی محل که نامه‌نگاری‌های بسیاری نیز با منابع‌طبیعی و میراث‌فرهنگی تهران کرده است به ایلنا می‌گوید: کارخانه سیمان گیلان سبز که دو دهه است بدون هیچ پایش محیط زیستی و آمایش اصولی سرزمینی در روستای گولک منطقه دیلمان ساخته شده و در حال فعالیت است نه تنها روستاهای اطراف کارخانه و معدن بلکه به صورت کلی منطقه دیلمان را از بسیاری جهات به شدت مورد آسیب قرار داده است.

⬅️ این شاهد محلی با بیان اینکه محل استقرار معدن این کارخانه در روستای عاشورآباد قرار دارد ادامه می‌دهد: معدن در بالادست روستای عاشورآباد واقع شده و کارخانه سیمان در روستای پایین دست به نام گولک احداث شده است و متاسفانه معدن به صورت بی رویه و بدون هیچ اصولی به‌طور مداوم و پیاپی در حال برداشت است.

⬅️ او می‌گوید:کوه هایی که هزاران بلکه میلیون ها سال از عمرشان ‌می‌گذرد با انفجارهای عظیم تکه تکه شده و برای سود بیشتر بار کامیون ها شده و به کارخانه برده می‌شوند. این درحالی است که منطقه‌ای که معدن در آن فعالیت می‌کند نه‌تنها به‌لحاظ پوشش گیاهی دارای گونه های خاص و گاها ممنوع القطع است که از محوطه‌های بسیار غنی میراث فرهنگی و دارای آثار فرهنگی ـ تاریخی است.

⬅️ این منبع آگاه که نامش در خبرگزاری ایلنا محفوظ است ادامه می‌دهد: معدنِ کارخانه سیمان کاملا به کوه سیدسرا چسبیده است که در بالادست این کوه دو نیایش‌گاه، و در دامنه آن غار و پناه‌گاه‌های صخره ای چند هزار ساله قرار گرفته‌‌اند و فعالیت‌های معدن‌کاوی در همجواری کوه سید سرا درحالی بخش‌هایی از این کوه را نیز مورد تعرض قرار داده است که این کوه با شماره ثبت های ۱۰۶۸۱ ( سیدسرا آ) و ۱۰۶۵۵ ( سید سرا ب)در فهرست میراث‌ ملی کشور به ثبت رسیده است.

⬅️ این فعال میراث‌فرهنگی با تاکید بر اینکه در برداشت های بی رویه معدن، گورستان‌هایی متعلق به عصر آهن تا احتمالا دوره اسلامی مورد دستبرد و تخریب قرار گرفته اند. همچنین پناهگاه های صخره ای چند هزار ساله در دامنه کوهی که دارای شماره ثبت ملی است مورد آسیب واقع شده اند.

⬅️ او افزود: در کنار تخریب‌های صورت گرفته در کوه سیدسرا و کوه مجاور آن تپه‌ هایی تاریخی در پایین دست‌کوه با پوشش جنگلی به دور از بررسی‌های کافی باستان‌شناسان، مورد تجاوز ماشین‌آلات سنگین قرار گرفته و زیر چرخ های معدن در حال نابودی است. درحال‌حاضر نیز بخش عمده‌ای از درختان این محوطه تاریخی قطع شده‌اند. همچنین یکی از این تپه ها که دارای آثار تاریخی ـ فرهنگی است محل قرار گیری زاغه مهمات معدن شده است!

⬅️ او افزود: با توجه به بررسی هایی که در دهه ۸۰ در این منطقه صورت گرفته است، قدمت روستای عاشورآباد به اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول ق. م می رسد که دارای محوطه های گورستانی ـ استقراری، مربوط به این دوره است. همچنین در کاووش های باستان شناسی مربوط به دهه های گذشته در روستای دیارجان که در مجاورت و در فاصله ی بسیار کمی از این روستا و این محوطه ها قرار گرفته است آثار فرهنگی ، تمدن کورا ـ آرس ( عصر برنز) یافت شده است.

⬅️ «مجید کوهی» معاون میراث‌فرهنگی استان گیلان نیز در این رابطه اعلام کرد: بنده هفته گذشته یک بازدید میدانی و مقدماتی از این منطقه داشتم با چنین صحنه‌هایی مواجه نشدم با این حال این هفته طبق دستوری که از وزارتخانه آمده این هفته برای بازدید مجدد و پیمایش منطقه می‌روم تا مطمئن شوم. اما تا جایی که در جریان قرار دارم چنین اتفاقاتی رخ نداده است.

⬅️ معاون میراث‌فرهنگی استان گیلان ادامه داد: به نظر می‌رسد اهالی روستاها برای آنکه زیست‌بوم منطقه به‌هم ریخته است کمی شلوغ می‌کنند. من از کوه سیدسرا بازدید کرده‌ام و می‌توانم بگویم کوه سیدسرا آسیب‌ ندیده است. جایی که دارد برداشت معادن صورت می‌گیرد یک دامنه و دره با قله سیدسرا فاصله دارد و نزدیک به قله سیدسرا نمی‌شوند و ما به‌طور مداوم درحال رصد هستیم.

⬅️ او گفت: مقابل این کوه که گفته می‌شود یک تپه باستانی است آنجا تپه‌ای وجود ندارد آنجا مکانی است که نیروی انتظامی هم ورود پیدا کرده و مواد انفجاری را در آنجا انبار کرده‌اند تا در انفجار معادن مورد استفاده قرار دهند در آن نقطه محوطه تاریخی نداریم. بیشتر ما گورستان و محوطه‌ و سایت‌های روباز داریم و تپه‌های ما بیشتر روی تپه ماهورهایی است که به صورت گل تپه شکل می‌گیرد.

⬅️ به گفته کوهی، معادن بیشتر با دیواره کوه‌ها و صخره‌ها کار دارد و بیشترین تپه‌های ما در دشت‌ها هستند. روستا در پایین دست است و آنجا منکر تپه‌ها و محوطه‌های باستانی نیستم اما معدن و کارخانه و ماشین‌آلات آن با این محوطه‌ها کاری ندارند آنها از ریشه کوه به سمت صخره در ارتفاعات را برداشت می‌کنند و هیچ کاری با دشت ندارند و فعالیت‌های معدن بیشتر در راس قله و در حاشیه دامنه کوه شروع می‌شود.

⬅️ او گفت: با این حال هفته آینده با یگان حفاظت میراث‌فرهنگی گیلان قرار است از منطقه بازدید شود ضمن اینکه در این رابطه وزارتخانه نیز نامه زده و باید پیگیری شود.

⬅️ کوهی تاکید کرد: بعد از بازدیدهای میدانی قطعا نتایج بازدیدها را هفته آینده اعلام خواهیم کرد

◀️ حفر غیرمجاز تونلی ۹ متری در یکی از بزرگترین سایت‌های باستانی استان فارس

🔺حفاران غیرمجاز بازهم به یکی از بزرگترین سایت‌های باستانی ایران دستبرد زدند. این‌بار به شهر ۹۵۴ هکتاری #غندجان در منطقه سرمشهد کازرون. شهری که گستردگی آن ۷ برابر بیشاپور است و از دوره ساسانیان و سده‌های نخستین دوره اسلامی بسیار پررونق بود اما در بی‌توجهی به پدیده حفاری غیرمجاز، سوداگران قاچاق آثار تاریخی تونلی به ژرفای ۹ متر در این سایت بزرگ و برجسته تاریخی کندند .

✍ به‌ گزارش ایلنا، غندجان شهری با گستردگی ۹۵۴ هکتار در منطقه سرمشهد کازرون استان فارس جای دارد. کنشگران و کارشناسان میراث‌فرهنگی بر این باورند که این شهر تاریخی که برای چندین سده در دوران ساسانیان سده‌های نخستین دوره اسلامی، پررونق بود و با گستردگی نزدیک‌به ۷ برابر شهر بیشاپور، یکی از بزرگترین شهرهای ایران باستان به شمار می‌رفت، اکنون سال‌هاست که چنان در سایه‌ی بی‌توجهی قرار گرفته که تبدیل به جولانگاهی برای سوداگران و حفاران غیرمجاز شده است.

⬅️ محسن‌‌ عباسپور، کارشناس و کنشگر میراث‌فرهنگی درباره‌ی تازه‌ترین دستبرد سوداگران گنج‌یابی و حفاران غیرمجاز به آثار تاریخی این شهر و منطقه‌های پیرامونی آن گفت: حفاران غیرمجاز با حفر تونلی به درازای ۹ متر در زمین، کوشیده‌اند خود را به آثار دفن‌شده در این منطقه برسانند.

⬅️ او بر این باور است که به تازگی فرد یا افرادی ناشناس با کندن دو حلقه چاه در کنار آرامگاه نامور به امامزاده محمد، در روستای سرمشهد بخش گره (جره) و بالاده کازرون، تلاش کرده‌اند به آثار دفن‌شده در این منطقه دسترسی پیدا کنند. این حفاران غیرمجاز، دو چاه به قطر نزدیک به یک متر را به فاصله‌‌ی ۷ متر از یکدیگر حفر کرده‌اند و یکی از آن‌ها را در عمق چهار متری زمین، به صورت افقی امتداد داده‌اند.

⬅️ او با تشریح جزییات بیشتری در این‌باره گفت: آثار به جا مانده از این کاوش غیرمجاز که دربردارنده‌ی برجای‌مانده‌ی گورهای تاریخی و همچنین سفال‌های بسیار است، نشان می‌دهد این افراد پس از عبور از لایه‌ی اسلامی گستره، به لایه‌های پایین‌تر که دربردارنده‌ی آثار ساسانی می‌شده دسترسی پیدا کرده‌اند.

⬅️ عباسپور همچنین با اشاره به مشاهده‌هایش از سفال‌های باقی‌مانده از این حفاری غیرمجاز افزود: درمیان قطعه سفال‌های برجا مانده از این حفاری غیرمجاز، قطعه‌هایی دیده می‌شوند که پیشتر در خمره‌های نگهداری آذوقه و همچنین سفال‌های ساسانی با کاربری‌های دیگری مشاهده شده بود.

⬅️ این کنشگر میراث‌فرهنگی یادآور شد: سال‌هاست که کاوشگران غیرمجاز، شهر ۹۵۴ هکتاری غندجان و محدوده‌های پیرامونی آن را که شامل آثاری مانند آرامگاه امامزاده محمد می‌شود، مورد هجوم قرار داده‌اند. واپسین گزارشی که از حفاری در این شهر باستانی از سوی حفاران غیرمجاز منتشر شد، مربوط به مردادماه امسال است. پیش از آن نیز بارها خبرهایی درباره‌ی دستبرد به این شهر باستانی و محوطه‌های پیرامونی آن منتشر شده بود و در این زمینه آگاهی‌رسانی انجام داده بودیم. حتی در چند مورد، حفاران با بیل مکانیکی به جان آثار مدفون در این شهر افتاده بودند .

⬅️ او افزود: فعالیت حفاران غیرمجاز افزون‌بر آنکه موجب به یغما رفتن آثار تاریخی و ملی این سرزمین می‌شود، با به هم ریختن لایه‌های باستانی و ویران‌کردن آن‌ها، موجب محدودیت‌های مطالعه‌های علمی نیز شده و حتی می‌تواند اطلاعات و داده‌های مهم و کلیدی تاریخی را برای همیشه از میان ببرد.

⬅️ به گفته‌ی عباسپور، آنچه که تعرض به آرامگاه امامزاده محمد را بسیار نگران‌کننده‌تر می‌کند این است که این بقعه در گورستان روستای سرمشهد و درون فضای کالبدی این روستا قرار گرفته است. یعنی جایی که به‌طور مرتب در آن تردد صورت می‌پذیرد و فضای داخلی آن نیز از برخی معابر روستا قابل مشاهده است. افزون‌بر این بایستی یادآور شد که این بقعه در فاصله‌ی نزدیک‌به ۶۰۰ متری از بزرگترین سنگ‌نوشته‌ی خط پهلوی جهان و یکی از مهم‌ترین نقش‌برجسته‌های ساسانی، یعنی نقش‌برجسته‌ی بهرام دوم قرار دارد.

⬅️ عباسپور همچنین با ارائه توضیحات بیشتری درخصوص بقعه امامزاده محمد، افزود: باتوجه به مطالعاتی که تاکنون بر روی دو بقعۀ تاریخی موجود در دشت سرمشهد صورت گرفته، این بقعه‌ها که شامل امامزاده محمد و امامزاده خُنگ‌سوار هستند به احتمال فراوان مربوط به حوالی قرن پنجم هجری و مرتبط با سلسله مرشدیه یا کازرونیه می‌شوند. بنابراین می‌توان گفت که هر دوی آن‌ها از اهمیت تاریخی بسیار بالایی برخوردارند. علاوه بر این، پیرامون بقعۀ امامزاده محمد نیز گورستان تاریخی مهمی وجود دارد که برخی از سنگ قبرهای آن نیز پیش از این مورد تخریب و یا دستبرد قرار گرفته بودند.

⬅️ این کنشگر میراث‌فرهنگی یادآور شد: کمبود بسیار شدید نیروی انسانی برای حفاظت از گسترۀ وسیع شهر غندجان و آثار پیرامونی آن و عدم دسترسی به تجهیزات به‌روز پایش، باعث شده علیرغم تلاش‌های پرسنل یگان حفاظت میراث، این شهر بزرگ ساسانی و محوطۀ پیرامونی آن به جولانگاه و بهشتی برای حفاران غیرمجاز تبدیل شود.

⬅️ وی با هشدار نسبت به ادامه این روند گفت: شهر غندجان و گستره‌ی پیرامونی آن نیاز به ورود جدی و فوری مسوولان وزارت میراث‌فرهنگی دارد. بایستی هرچه سریعتر ضمن استقرار نیروهای کافی حفاظتی، برنامه‌های جامع حفاظت و طرح‌های عملیاتی مطالعاتی نیز در رابطه با شهر غندجان آغاز شود؛ در غیر این‌صورت می‌توان پیش‌بینی کرد باز هم شاهد تاراج تاریخ ایران در این محدوده خواهیم بود.

🔹 گفتنی است گورستان و آرامگاه تاریخی امامزاده محمد روستای سرمشهد، در سال ۱۳۸۸ و با شماره ۲۷۷۰۹ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. روستای سرمشهد در ۵۰ کیلومتری جنوب خاوری شهر کازرون استان فارس و در گستره‌ی خاوری شهر باستانی غندجان جای دارد

◀️ محوطه باستانی هومان ، شهری بازمانده از آشوریان

🔹دانش‌آموخته باستان‌شناسی پیش از تاریخ گفت: محوطه باستانی«هومان»، شهری در دره‌شهر که رازهای یونانی‌ها، آشوری‌ها و مادها را در دل خود پنهان کرده است.

⬅️ حبیب‌الله محمودیان در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: محوطه باستانی هیمان در ساحل غربی رود سیمره و روبه‌روی پل چم‌نمش، آثاری از یک شهر تاریخی را در خود جای داده که به نام هومان شناخته می‌شود، این محوطه حدود دو کیلومتر مربع وسعت دارد و شواهدی از ساخت ‌و سازهای گسترده در آن به چشم می‌خورد.

⬅️ وی خاطرنشان کرد: متأسفانه در سال‌های اخیر، فعالیت‌های کشاورزی گسترده در این منطقه باعث شده بسیاری از تپه‌ها و آثار تاریخی آن تسطیح شده و به زمین‌های زراعی تبدیل شوند با این حال، در گوشه‌وکنار این زمین‌ها، به‌ویژه در دره‌هایی که مشرف به رودخانه سیمره و شاخه‌های فرعی آن در محدوده دره‌شهر هستند، هنوز هم بقایای دیوارها و اتاق‌هایی با طاق‌های قوسی از جنس سنگ و گچ دیده می‌شود.

⬅️ این باستان‌شناس با اشاره به موقعیت جغرافیایی این محوطه توضیح داد: آثار هومان در فاصله چهار کیلومتری شهر دره‌شهر قرار دارد و به نظر می‌رسد در گذشته، این شهر نقش بارانداز و مرکز تجاری مهمی را در کنار پل ایفا می‌کرده است.

⬅️ محمودیان ادامه داد: وجود مسیرهای ارتباطی و نزدیکی به رودخانه، احتمالاً این منطقه را به یکی از گره‌های اصلی حمل‌ونقل کالا در دوران باستان تبدیل کرده بود.

⬅️ وی با اشاره به یافته‌های باستان‌شناسی تشریح کرد: در این محوطه، سفال‌های لعاب‌دار منقوش و رنگی متعلق به دوره‌های متأخر کشف شده، اما این به معنای نفی قدمت بیشتر منطقه نیست، در میان این آثار، نمونه‌هایی از سفال‌های لعاب‌دار فیروزه‌ای نیز مشاهده شده که از نظر سبک و تکنیک ساخت، می‌تواند به دوره‌های کهن‌تری نسبت داده شود.

⬅️ دانش‌آموخته باستان‌شناسی پیش از تاریخ با استناد به گفته‌های شاهدان محلی افزود: تا چند سال پیش، بقایای ساختمان‌های محوطه هومان همچنان پابرجا بود اما متأسفانه در حال حاضر این آثار به‌طور کامل تخریب شده‌اند، این تخریب‌ها، زنگ خطری جدی برای میراث فرهنگی منطقه است و نیازمند توجه فوری مسئولان و نهادهای متولی میراث فرهنگی است.

⬅️ وی به نظریه‌های تاریخی موجود درباره این منطقه اشاره و بیان کرد: به باور ژاک دومورگان، باستان‌شناس فرانسوی، ممکن است در زیر این محوطه، ویرانه‌های شهر باستانی دره‌شهر، بادک‌های یونانی و ماداکتو نهفته باشد همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد در مقابل ماداکتو، در ساحل چپ رودخانه سیمره، شهری آشوری به نام دوراندازی وجود داشته که احتمالاً همان منطقه‌ای است که امروزه با نام هومان شناخته می‌شود.

⬅️ این باستان‌شناس اضافه کرد: کشف و مستندسازی دقیق این محوطه می‌تواند افق‌های تازه‌ای را در شناخت تاریخ تمدن‌های باستانی غرب ایران بگشاید و جایگاه دره‌شهر را در نقشه باستان‌شناسی منطقه بیش از پیش برجسته کند.

◀️ کشف شواهد ۲۰۰ هزارساله از حضور انسان‌های پارینه‌سنگی در محوطه دهتل هرمزگان

🔹سپهر زارعی، سرپرست هیات باستان‌شناسی و معاون میراث‌فرهنگی استان هرمزگان، از پایان دومین مرحله بررسی علمی محوطه پارینه‌سنگی دهتل در شهرستان بستک خبر داد و گفت: این بررسی‌ها که در دو مرحله از مرداد تا آبان ۱۴۰۴ انجام شد، شواهدی ارزشمند از استقرار و فعالیت انسان‌های پارینه‌سنگی در بیش از ۲۰۰ هزار سال پیش را آشکار کرده است.

⬅️ سپهر زارعی با اعلام این خبر اظهار کرد: بررسی باستان‌شناسی محوطه پارینه‌سنگی دهتل در دو بازه زمانی مرداد تا شهریور و مهر تا آبان ۱۴۰۴، با هدف شناسایی، مستندسازی و تحلیل نظام‌مند داده‌های باستان‌شناختی مربوط به دوران پارینه‌سنگی انجام شد.

⬅️ وی با اشاره به اهمیت محوطه گفت: محوطه دهتل به‌واسطه وجود سنگ‌نگاره‌های متنوع و کم‌نظیر بر روی تخته‌سنگ‌های آهکی بزرگ و نیمه‌گرد، جایگاهی ویژه در میان محوطه‌های باستانی جنوب کشور دارد. هنرمندان اواخر پیش‌ازتاریخ تا دوران تاریخی، نقوش انسانی، حیوانی، اشکال انتزاعی و کتیبه‌های پهلوی و متأخرتر را بر سطح این صخره‌ها حک کرده‌اند.

⬅️ زارعی یادآور شد: نخستین بررسی مقدماتی این منطقه در سال ۱۳۸۹ منجر به شناسایی پراکندگی وسیعی از دست‌تراش‌های سنگی در جنوب روستا تا دامنه کوه پرلاور شد. این یافته‌ها سرآغاز مطالعات گسترده‌ای بود که امروز، ابعاد تازه‌ای از حیات انسان‌های اولیه را در این بخش از فلات ایران روشن کرده است.

⬅️ به‌گفته معاون میراث‌فرهنگی هرمزگان، محوطه دهتل با وسعتی نزدیک به ۴۰۰ هکتار، در منطقه گوده از بخش مرکزی شهرستان بستک و در فاصله حدود ۸۰ کیلومتری از پس‌کرانه‌های شمالی خلیج فارس قرار دارد. این محدوده بر روی مخروط‌افکنه‌های بزرگ کوه پرلاور با پهنایی نزدیک به چهار کیلومتر گسترش یافته است.

⬅️ زارعی افزود: پراکنش گسترده دست‌تراش‌های سنگی در این محدوده نشان می‌دهد که ناحیه دهتل در دوره‌های پلیستوسن قدیم و میانی، یعنی بیش از ۲۰۰ هزار سال پیش، بارها مورد استفاده انسان‌های پارینه‌سنگی قرار گرفته است. وفور سنگ‌خام مناسب، به‌ویژه در دامنه‌های پرلاور، زمینه تولید ابزارهای بزرگ آشولی را فراهم می‌کرد و وجود چشمه‌ها و آب‌کندهای فصلی از عوامل مهم در انتخاب این زیستگاه به‌شمار می‌رفت.

⬅️ وی درباره روش‌شناسی مطالعات اخیر گفت: برای نمونه‌برداری نظام‌مند یافته‌های سطحی، بسته به توپوگرافی محوطه، از چند راهبرد علمی بهره گرفته شد؛ از جمله برداشت کامل داده‌ها در شبکه‌های ۱۰×۱۰ متری، مستندسازی محدوده‌های در خطر توسعه روستایی، و ثبت یافته‌ها با فناوری فوتوگرامتری.

⬅️ زارعی همچنین از اجرای مطالعات زمین‌ریخت‌شناسی و سنگ‌شناسی برای تحلیل نحوه شکل‌گیری مخروط‌افکنه‌ها و شناخت منابع سنگ‌خام مورد استفاده انسان‌های پارینه‌سنگی خبر داد.

⬅️ سرپرست هیأت باستان‌شناسی دهتل خاطرنشان کرد: در این بررسی، مجموعه‌ای از ابزارهای بزرگ سنگی شامل تبرهای دستی، شکافنده‌ها و خراشنده‌های سنگین شناسایی شد که به صنعت آشولی و دوره پارینه‌سنگی قدیم تعلق دارند. تمرکز اصلی این پروژه بر ثبت دقیق مکانی داده‌ها، نمونه‌برداری از سنگ‌خام، و تحلیل تطبیقی داده‌ها با بهره‌گیری از سامانه‌های GIS و تصاویر سنجش‌ازدور بوده است.

⬅️ زارعی تأکید کرد: محوطه دهتل به‌دلیل موقعیت جغرافیایی ویژه، دسترسی به منابع آب فصلی و مواد خام مناسب ابزارسازی، از محوطه‌های کلیدی در مطالعات پارینه‌سنگی جنوب ایران به‌شمار می‌رود.

⬅️ وی افزود: نتایج نهایی این پژوهش پس از تکمیل تحلیل‌های آزمایشگاهی و مقایسه تطبیقی با سایر محوطه‌های پارینه‌سنگی غرب آسیا منتشر خواهد شد. امید است یافته‌های این بررسی، مبنایی برای ثبت ملی محوطه دهتل و حفاظت مؤثر از یکی از وسیع‌ترین و غنی‌ترین محوطه‌های آشولی و سنگ‌نگاره‌ای ایران باشد.

◀️ نگاهی اجمالی به محوطه های باستانی ایران _ ۴۵_ قلا

✴️ استان کرمانشاه

☢ سرپرست تیم گمانه زنی باستان شناسی در تپه باستانی «قلا» ثلاث باباجانی گفت: طی این پروژه مشخص شد قدمت تپه باستانی «قلا» در شهر میرآباد به حدود ۶۵۰۰ سال قبل برمی‌گردد.

☢ناصر امینی خواه در گفت و گو با ایسنا، بااشاره به اجرای پروژه گمانه زنی به منظور تعیین عرصه و حریم تپه قلا(میرآباد) ثلاث باباجانی، اظهار کرد: این تپه باستانی یکی از مرتفع‌ترین تپه‌های شهرستان ثلاث باباجانی با حدود ۱۵ متر ارتفاع است.

☢ وی افزود: باتوجه به اینکه این محوطه باستانی در حاشیه شهر میرآباد واقع شده، طی سالهای گذشته بخش‌هایی از آن تخریب شده است، به همین منظور برنامه گمانه زنی به منظور تعیین عرصه و حریم آن در دستور کار قرار گرفت.

☢ این باستان شناس با بیان اینکه با اجرای این پروژه برای اولین بار کلنگ باستان شناسی در شهرستان ثلاث باباجانی به زمین زده شد، اظهار کرد: با وجود اینکه ثلاث باباجانی یکی از شهرستان‌های غنی استان در حوزه باستان شناسی است و حتی طی سالهای گذشته یک نقش برجسته باستانی با قدمت حدود ۴۲۰۰ سال مربوط به «ایدین سین» حاکم سلسله سیموروم در آن پیدا شده، اما تاکنون در این حوزه کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

☢ امینی خواه تاکید کرد: اولین پروژه باستان شناسی در ثلاث باباجانی روی تپه باستانی قلا انجام گرفت تا عرصه و حریم این اثر را مشخص کنیم، لذا ۲۲ گمانه به ابعاد ۱.۵*۱.۵ در اطراف محوطه زده شد.

☢ وی اضافه کرد: براساس این گمانه‌ها مشخص شد که عرصه اثر برخلاف آنچه که پیش از این تصور می‌شد که حدود نیم هکتار است، به حدود ۲.۵ هکتار افزایش پیدا کرد.

☢ این باستان شناس با بیان اینکه به دنبال این گمانه زنی‌ها مواد فرهنگی همچون سفال‌های متعدد از دوره تاریخی و پیش از تاریخ و استخوان حیوانات و شکارها بدست آمد، عنوان کرد: طبق مواد فرهنگی بدست آمده، قدمت این محوطه باستانی به دوره مس سنگ یعنی حدود ۶۵۰۰ سال قبل باز می‌گردد.

☢ وی ادامه داد: بعلاوه شواهدی از دوره‌های آهن، اشکانی، ساسانی تا دوره اسلامی در این محوطه بدست آمد که نشان می‌دهد این محوطه در دوره‌های مختلفی مورد توجه بوده است.

☢ امینی خواه با تاکید براینکه باید کاوش باستان شناسی در این محوطه انجام گیرد، افزود: متاسفانه طی سالهای گذشته به واسطه توسعه شهرنشینی بخش‌های زیادی از این محوطه تخریب شده و در قسمت‌های جنوبی، شرقی و غربی آن ساخت و سازهایی صورت گرفته و تنها بخش شمالی آن فعلا دست نخورده باقی مانده است.

☢ وی گفت: باتوجه به وجود یک ردیف سنگچین‌ها در میانه محوطه‌، این احتمال وجود دارد که در زیر آن بقایای یک سازه باستانی هم وجود داشته باشد