جایگاه اخلاق در نهج البلاغه

سیامک صحافی رئیس بنیاد تاریخ و میراث فرهنگی
** در این نوشتار نگاهی اجمالی به اخلاق از دیدگاه امیرمومنان حضرت علی علیه السلام خواهیم داشت ، باشد که آموزه های ایشان در زندگانی شخصی و اجتماعی همه ما الگو قرار گیرد .
نکته زیبا اینجاست که امیرمؤمنان(ع) اخلاق را فقط خصلت نمیداند. فقط رفتار هم نمیداند. خصلت هست، رفتار هست، فراتر از این هم هست. در بیانات حضرت آمده است :
- «و الوَفاءِ بالذَّمامِ» و به پیمانها وفا کردن
- «و الطّاعه.. لِلبِرّ» و نیکی را فرمان بردن، یعنی زیر بار غیرنیکی نرفتن، یعنی هرچه به ما فشار بیاورند و دستور دهند، به غیرنیکی تن ندهیم. مهم نیست چه کسی فرمان میدهد یا از کجا انسان در تنگنا مانده است به جرم و تعدی تنندهد.
- «و المَعصیه.. لِلکِبر» نافرمانی نسبت به تکبر و خودکامگی که این از مسائل محوری در نهجالبلاغه است.
- «و الأخذ بالفضل» و به فضیلت آراسته بودن ، آنهایی که در گذشته اخلاق را تعریف کردهاند تنها به این مورد پرداختهاند.
- «و الکفِّ عن البَغْی» ستمگری را پس زدن از خود و از دیگران ، تن به ستم ندهد و ستمگری نکند. از ستم بازایستد.
- «وَ الإِعْظامِ لِلقَتل» بزرگ شمردن قتل ، این مورد مانند یک خط قرمز میماند و هیچکس نباید به سمتش برود. اگر خون یک بیگناه ریخته شود، گویی خون همه جامعه ریخته شده است. امیرمؤمنان(ع) در نامه ۵۳ میفرمایند: خداوند نسبت به هیچ چیز اینگونه خشم نمیگیرد. هیچ چیز مثل آن، دولتها و حکومتها را به سمت هلاک نمیبرد.
- «و الانصافِ لِلخَلْقِ» و داد مردمان را دادن و با انصاف رفتارکردن.
- «و الکَظمِ لِلغَیظِ» و خشم را فرو خوردن. جامعهای که دلهای مردمان آن پر از کینه و دشمنی و خشم نسبت بهیکدیگر است، اخلاقی نیست.
- «و اجْتِنابِ الفَسادِ فی الأرضِ» و اجتناب از تباهی کردن روی زمین.
امیرمؤمنان(ع) نمیخواهد محورهای اخلاق را به این موارد حصر کند. بلکه تعدادی از مهمترین آنها را بیان میکند تا جهتگیری مشخص شود.
اهمیت اخلاق
اما اهمیت اخلاق در نگاه امام(ع) چگونه است؟ در خطبه ۱۱۳ جملهای از ایشان وارد شده است که «لا قرین کَحُسنِالخُلقِ» - در خطبه ۱۷۶ عبارتی هست که امام(ع) میفرمایند نسبت به اخلاق حساس باشید: «ایاکم و تَهزیعِ الأخلاق و تَصریفَها» به نظر اینطور میآید که اگر اخلاق زیرپا گذاشته شود هیچ چیز سالم نمیماند، نه اعتقادات، نه زندگی، نه سیاست، نه اجتماع و نه هیچ ارزش دیگر. در خطبه ۱۹۲ ، امام میفرماید اگر قرار باشد ما در زندگی به چیزی تعصب بورزیم و ایستادگی کنیم و از آن عبور نکنیم، آن اخلاق است:«فَإن کانَ لا بُدَّ مِنَ العَصَبِیه.. فَلیکُن تعصُّبُکم لِمَکارمِ الْخِصالِ و مَحامِدِ الأفعالِ و مَحاسِنِ الأمورِ» ایشان در حکمت ۳۸ میفرمایند: «و أکرمُ الحسبِ حُسنُ الخُلقِ». حسب به معنای شرافت قابل محاسبه است. گرامیترین شرافت قابل محاسبه، اخلاق نیکوست. آنچه اعتبار دارد اخلاق است. انسانها بر اساس آن بهحسابمیآیند. همانطور که حضرت حق در قرآن فرموده است : «إنَّ أکرمَکُم عندَالله أتقیکُم» یعنی همه ارزشها را به تقوی (پروا داری) داده شده است .و در کلمات امیرمؤمنان(ع) هست که: «التُّقی رئیسُ الاخلاق» پرواداری رئیس اخلاق است. نگاه کنید جامعه چقدر پروادار است. چقدر حریم نگه میدارد رعایت حقوق میکند. ملاک جامعه سالم همین است. در حکمت ۲۲۹ حضرت بیان میدارند که «کَفَی بالقَناعَه مُلکاً» قناعت برای دولتمندی کافی است. «و بِحُسنِ الخُلُقِ نَعیماً» کسی که اخلاق دارد همه نعمتها را دارد. اگر در جامعهای اخلاق حاکم باشد در پرتوی او میتوان به همه جا رسید.
در خطبه ۲۸ میخوانیم «إنَّ أخوَفَ ما أخافَ علَیکُم إثنَتان: إتِّباعِ الهَوَی و طولِ الأمَل» من از دو چیز بر شما میترسم: پیروی از هوا و آرزوی دراز. هر دوی اینها از جنس بیاخلاقی هستند. در شرح نهجالبلاغه ابنابیالحدید، از امیرمؤمنان(ع) آمده است: «عَدمُ الأدَبِ سبَبُ کلِّ شرٍّ» فقدان ادب (اخلاق) علت همه شرور است.
معیار ارزش عمل
حال ببینیم ارزش هر عمل به چیست. از نگاه امیرمؤمنان(ع) ارزش یک عمل به اخلاقی بودنش است نه زیادی آن.
در حکمت ۹۵ میخوانیم «لا یقِلُّ عملٌ معَ التَّقوی» هیچ عملی با پرواداری کم محسوب نمیشود. «و کََیفَ یقِلُّ ما یتَقبَّل؟» و چگونه کم به حساب آید چیزی که نزد خدا پذیرفته میشود؟ عمل اخلاقی در عالم خواهد ماند؛ چراکه طبق قوانین عالم است. اما عمل غیراخلاقی مخالف قوانین عالم است. رشد نمیکند. بالنده نیست. همانطور که در کلام الهی در قرآن میخوانیم : «و البلدُ الطیب یخرُجُ نَباته بإذنِ ربِّه»
الگوهایی برای اخلاق
ما باید یک الگوی اخلاقی را پیش روی خود قرار دهیم و رفتار و قواعد زندگی را از آن استخراج کنیم. امیرمؤمنان(ع) در بحث الگوی زیست اخلاقی، پیامبر اکرم(ص) را معرفی میکند و در امتداد پیامبر(ص) خودش را:
« ولقد کانَ فی رسولالله کافٍ لکَ فی الأُسوه….. فَتَأَسَّ بِنبیکَ الأَطیبِ الأَطهَر فَإنَّ فِیهِ أُسوَه.. لِمَن تأسَّی و عزاءً لمن تَعَزَّی و أَحَبَّ العِبادِ إلَیالله الْمُتَأَسِّی بِنبیهِ وَ الْمُقْتَصُّ لِأَثَرِهِ.»
بیگمان در پیامبرخدا برای شما الگوی کافی هست. پس به پیامبر پاک پاکیزهات تأسی کن که بدون شک او نمونهای است نیکو برای کسی که به دنبال الگو باشد و انتسابی است عالی برای کسی که به او منتسب شود و محبوبترین نزدِ خدا کسی است که پیامبرش را پیروی کند و پا جای پای او بگذارد. ایشان در خطبه ۱۹۲ نکتهای را درباره اخلاق پیامبراکرم(ص) بیان میکند: به محض اینکه پیامبر از شیر گرفته شد، خداوند بهبزرگترین فرشتهاش مسؤولیت داد کرامتهای اخلاقی و همه نیکوییهای اخلاق جهان را شب و روز به وی آموزش دهد. و من مثل سایه پیامبر (ص) را دنبال کردم، مانند بچه شتری که مادرش را دنبال میکند. هر روز پرچمی از اخلاق خود را برای من میافراشت و مرا امر میکرد که از او پیروی کنم. آری اینجاست که می توانیم استنباط کنیم ، الگوی مناسب پیامبر(ص) و اوصیای او هستند. مولی الموحدین در خطبه ۸۷ هم اینگونه خودش را به ما معرفی میکند: «و ألبَستُکُمُ العافیه.. مِنْ عَدلی و فَرَشتُکمُ المَعروفَ مِن قَوْلی و فِعلی و أرَیتُکمْ کَرائِمَ الأخلاقِ مِن نَفْسی از عدالت خود، لباس عافیت بر تن شما پوشانیدم. و توسط گفتار و رفتارم نیکی را برای شما گسترانیدم و کرامتهای اخلاقی در زندگی را از جانب خودم نشانتان دادم. »
پس در اخلاق، سخن و عمل در کنار هم است. امیرمؤمنان(ع) میخواهد بگوید مدلی که من پیاده کردم یک مدل کاملا اخلاقی است. یعنی حکومت و اقتصاد تابع اخلاق شده است و به عبارتی بهتر همهچیز تابع اخلاق شده است. دراینصورت، زندگی فرد انسانی میشود. اگر چنین اتفاقی نیفتد، به نظر نمیرسد چیزی اصلاح شود. آنچه از ظلم و ستم میبینیم، بهدلیل فقدان اخلاق است یا اینکه اخلاق تابع چیزهای دیگری شده است؛ تابع سیاست شده است، اخلاق تابع اقتصاد شده است. .
و کلام آخر اینکه در خطبه ۱۷۶ عبارتی فاخر هست که نسبت به اخلاق حساس باشید: «ایاکم و تَهزیعِ الأخلاق و تَصریفَها» به نظر اینطور میآید که اگر اخلاق زیرپا گذاشته شود هیچ چیز سالم نمیماند، نه اعتقادات، نه زندگی، نه سیاست، نه اجتماع و نه هیچ ارزش دیگر .
این انجمن در سال ۱۳۸۴ تحت عنوان دوستداران تاریخ و میراث فرهنگی کرج توسط جمعی از اساتید برجسته دانشگاه تاسیس شده و یک نهاد غیر دولتی با مجوز رسمی به شماره ۸۴۲/ ۳۱- ۷۳۹۹ از سازمان میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی جمهوری اسلامی ایران و شماره ثبت ۸۲۸ از سازمان ثبت اسناد و املاک کشور می باشد . رویکرد این مرکز آموزشی ، پژوهشی ، اجرائی و مشاوره ای بوده و در چهارچوب قوانین کشور حرکت می نماید .هزینه های آن از راه آموزش علوم قرآنی ، هنرهای سنتی ، ارائه مشاوره به شخصیتهای حقوقی و حقیقی ، انجام پژوهشهای مرتبط با اساسنامه انجمن و همچنین برگزاری تورهای خاص و ابداعی تامین می گردد . مدیریت وبلاگ و متعاقبا اعضاء امناء و مدیریت عالی انجمن دست تمامی فعالان مرتبط با تحرکات انجمن را به گرمی می فشارد و رسما اعلام می دارد این مرکز بلاشک محلی برای تبادل اندیشه های سازنده ، ارائه پیشنهادات کاربردی و بررسی راهکارهای عملی توسعه پایدار شهری و جوامع محلی می باشد . در این مرکز مباحث بی پایه و رفتارهای غیر اخلاقی جایگاهی نداشته و در ذهن مدیران آن هدفی جزء ارتقاء شخصیتی فرزندان برومند ایران سرفراز اسلامی نیست . لازم به ذکر می باشد عنوان رسمی و اداری انجمن در نهمین مجمع عمومی خود به انجمن تاریخ و میراث ایرانیان تغییر یافته و موضوعات جدیدی نیز به رویکردهای فعالیت آن اضافه شده است .