زمان اصلاح ساختارهای فکری کشور فرا رسیده است 

سیامک صحافی فعال فرهنگی اجتماعی و رئیس بنیاد تاریخ و میراث فرهنگی البرزدر حاشیه بازدید از بازار تاریخی زنجان به خبرنگار حوزه فرهنگی توسکا نیوز گفت : مسائلی باید برای ما مهم تلقی شوند که اولویتهای توسعه ای یک جامعه به شمار می روند و ما می بینیم امروزه با موانع عدیده ای در راستای چنین مهمی روبرو هستیم . عمده ترین معضلات و موانع توسعه کشور در حال حاضر بیشتر در حوزه های نرم افزاری فکری یا فرهنگی ، اجتماعی و ساختاری وجود دارد که ضمن شناسائی دقیق باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد .

صحافی در ادامه گفت : وقتی ما صحبت از موانع نرم افزاری به میان می آوریم دلیل برآن نیست که در زمینه های سخت افزاری دچار مشکل نیستیم . این کاملا آشکار است که در ایران امکانات متعدد انسانی ، منابع ارزشمند زمینی و زیرزمینی و همچنین سرمایه های گسترده فیزیکی و ... موجود است البته با وجود آشفتگی های سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی که باید با آن بصورت منطقی برخورد نمود . حال این سئوال پیش می آید که علی رغم چنین امکاناتی چرا باید کشور ما امروزه وضعیت کنونی را داشته باشد ؟!! من که نمی توانم و شما هم نیز دروغ بگویید و خودمان را نیز نمی توانیم فریب بدهیم. چرا با وجود سبقه عمیق فرهنگی ، اقتصادی ، سیاست مدن و اقوام ، وجود آئینهای آسمانی از بدو تاریخ در این سرزمین ، وجود حکمت و فلسفه و هنر با هویتی به گستره تاریخ انسانی و همچنین سایر علوم دچار چنین حالتی شده ایم که نمی توانیم از چنین سرمایه هایی بصورت بهینه بهره بجوئیم ؟ ! چرا قدر و منزلت منابع خود را در حال حاضر نمی دانیم ؟! آیا نمی دانیم کشور ما در سالیان دیرین با وجود علما و فلاسفه نامی خود تمدن فاخر اسلامی را ایجاد کرده است ؟!! و .... پاسخ این سئوالات و هزاران مورد دیگر را باید با مشکلات فعلی جهان و مسائل داخلی مرتبط دانست . مسائلی که بیشتر و عمدتا در داخل وجود دارد باید موضوعات فرهنگی ، فکری به شمار آیند یعنی چگونگی و نحوه دیدگاه ما ( ملت و دولت ) به مسائل کلان و خرد . طرز فکر ، گرایشها ، الگوی کنشها و واکنشها ، منابع و مقاصد ساختارهای ذهنی _ فرهنگی و مدیریتی ما جزء علل توسعه نیافتگی ما محسوب می شوند و به جرات باید بگویم که ساختارهای ما علی رغم وزانت دارای مشکل هستند و روزآمد نمی باشند . این ساختارها پاسخگوی نیازهای داخلی و هماهنگ با تحولات جهانی نبوده ، توان افراد درون و حتی حواشی آنها را صرف فرآیند توسعه نمیکند و به نظر من بازنگری و بازسازی در ساختار اندیشه ای ، فرهنگی و شخصیتی جامعه امری بنیادین و فوق العاده تلقی بشود بهتر است و ما تا به چنین مهمی نپردازیم قطعا از گردونه عقب ماندگیها رها نخواهیم شد آنهم در فضائی که رویکرد کشورها حتی فقیرترین »ها اصلاحات ریشه ای ساختارهای درونی و بیرونی جهت تثبیت توسعه پایدار و متعاقبا بقاء پایدار در سیستم جهانی می باشد . علاوه بر مسائلی که عرض کردم ، اولویتهای توسعه کشوررا می توان در حوزه های اجتماعی اعم از حکومت و حکومت پذیران شامل موارد فرهنگی و نیز موانع فرهنگی مانند ارزشها و نگرشها ، نظام شخصیتی افراد و ساختارهای فرهنگی دانست . از سوی دیگر پژوهش به عنوان پایه تغییر و تحول ساختار نیز باید اگر مورد توجه قرار گیرد نتایج ارزشمندی را در بر خواهد داشت . در این میان باید عرض کنم پیوند فرهنگی عوام و خواص با جامعه ، سیاست و ساختارهای اجتماعی در چنین تحولاتی مهم بوده و متعاقبا وضعیت اقوام ، اقشار و اصناف ، احترام متقابل مابین آنها ، تثبیت و اشاعه تعامل مسلما بر مبنای رعایت حقوق شهروندی و نهایتا لحاظ دین نیز نباید در ایجاد تحول ساختاری مورد غفلت قرار گیرد .

مشاور سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری در پایان با تاکید بر این نکته که همه ارکان جامعه باید در توسعه همه جانبه سهمی عملی و نظری داشته باشند افزود : حال با این توضیحات می رسیم به این پرسش که ریشه های این حالت نا خودآگاهی و بی عنایتی به منابع و سرمایه های انسانی کجاست ؟یعنی چرا ساختارهای ما روزآمد نیست ؟ چرا اعضاء جامعه علی الخصوص جوانان بعضا رفتارهای خاصی را از خود بروز می دهند ؟! چرا با وجود سرمایه های ارزشمند مادی و معنوی فراوان ، بسترها و ظرفیت های غنی ، آسیبهای اجتماعی در کشور رو به گسترش است ؟ مایه اصلی بهم ریختگی شهرها و روستاهای ما در کجاست ؟ آیا فکر نمی کنیم که معضلات به ویژه معضل فرهنگی باعث فساد در درون و بیرون جامعه می شود ؟ پاسخ تمام پرسشها را می توان در شیوه نگرشها ، نحوه برداشت از منابع انسانی فرهنگی و همچنین فرآیند اجتماع گرائی یافت و با این اوصاف باید گفت که زمان اصلاح ساختارهای فکری کشور فرا رسیده است و البته این بدان مفهوم نیست که پا روی ارزشها بگذاریم .